دگر گونی شخصیت
اغلب درباره الکلیهای گمنام گفته میشود که ما فقط به مسئله الکلیسم میپردازیم.این تعبیر درست نیست.ما برای زنده ماندن ناچاریم بر باده گساری خود غلبه کنیم.
هر کس که به واسطه داشتن ارتباط مستقیم با الکلیها آشنا باشد میداند که یک الکلی بدون آنکه دستخوش تحول ژرف شخصیتی شود هرگز قادر به ترک دائم مشروبخواری نیست.
گمان ما براین بود که این شرایط و مسائل زندگی است که ما را به می خوارگی سوق میدهد.زمانی که تلاش برای بهبود شرایط و کسب رضایت کامل در زندگی با شکست مواجه شد،مشروبخواری ما هم از کنترلمان خارج شد و تسلیم الکل شدیم.هرگز به ذهنمان هم خطور نکرد که برای مواجهه با مسائل زندگی (هر چه که میخواهد باشد)باید خودمان را تغییر دهیم.