کلیدهای آزادی
همانطور که این اصول را دررابطه با تمام مراحل زندگی مان تمرین می کنیم, اثرات آنها مشهود تر گشته و آنها طبیعی تر به نظر می رسند. مثلأ امکان دارد در ابتدا مجبور باشیم آگاهانه صداقت را تمرین کنیم اما با ادامۀ این کار رفته رفته ناصادقی برایمان غیر طبیعی به نظر می رسد و حتی ممکن است به حال بدی مان منجر شود. به تدریج متوجه می شویم صداقت برایمان عادی تر گشته است. ما اصولأ اشخاصی صادق بوده و از این بابت نیز خوشحالیم. بعضی ها می گویند چنین است که ما از درکاربودن یک نیروی برتر آگاه می شویم. ممکن است ما خودمان هم از اینکه نقائص مان برطرف شده اند آگاه نباشیم. حتی ممکن است متوجه این تغییر نیز درخودمان نگردیم و فقط زمانی به آن پی ببریم که الگوهای رفتاری قدیم را به اجرا درآورده و متوجه می شویم که آنها دیگر برایمان کاربرد نداشته و منجر به بد شدن حالمان می گردند. با نگرانی به راهنمای خود زنگ زده و به او می گوییم "دوباره فلان کار را انجام دادم" یا اینکه "فلان نقص من فعال شده و در فکر تکرار فلان کار هستم". سپس متوجه می شویم مدت زیادی است چنین افکار و یا اعمالی از ما سرنزده است. یادمی گیریم نسبت به رفتارهای آنی که بواسطۀ فعال شدن نقائص مان بوجود می آیند, مقاومت کرده و یک آزادی جدید را تجربه کنیم. با مرور زمان تمایل مان برای به نمایش گذاشتن رفتارهایی که با ارزش هایمان تناقض دارند,کاهش میابد. زندان های خودساختۀ مان دیگربرای مان کار نمی کنند. ما آزادیم تا برای جستجو و کشف قابلیت های خود قدم برداریم. آزادیم درمسائل شرکت داشته باشیم, ابتکار به خرج دهیم, مراقبت و مشارکت کنیم, باعث تعجب خودمان شویم, ریسک برداریم, آسیب پذیر باشیم و روی دوپای خود بایستیم. نسبت به باورهایمان آگاهی پیدا کرده و یاد
می گیریم برطبق آن باورها عملکرد داشته و براساس ارزش هایمان تصمیم گیری کنیم. از ترس هایمان عبور کرده و متوجه معجزاتی که ما را احاطه کرده اند می گردیم. ما آزادیم تا هرآنچه که هستیم باشیم و آنطور که انتخاب می کنیم
زندگی کنیم. زمانی که عمیق ترین سپاسگزاری ها را احساس می کنیم, می توانیم به آن مسیر بهبودی که پشت سرگذاشته ایم نگریسته و متوجه شویم که آن نه راهی کوتاه بوده و نه مسیری بدون پیچ وخم. آن تصمیماتی که دربهبودی گرفتیم و زمانی بدترین تصمیم ها به نظر می رسیدند, در را به روی برخی از بهترین موقعیت هایمان بازمی کنند. ممکن است رشدی فراتر از بعضی تصمیمات خود را بدست آوریم. آنچه که درمقطع خاصی از بهبودیمان مناسب بود ممکن است برای بقیۀ زندگی مان مناسب نباشد اما درعین حال پیشرفت به سمت جلو ممکن است برایمان مشکل باشد. هدایا می توانند در بسته بندی های عجیب و غریبی بدست مان برسند بطوری که ممکن است متوجه ماهیت آنها نشویم. اتفاقاتی که برایمان رخ می دهند مطلقأ خوب و یا مطلقأ بد نیستند. ما تظاهر نمی کنیم که دربهبودی اشتباه وجود ندارد اما در برخی اوقات همین اشتباهات ما را به مسیری راهنمایی می کنند که حتی فکرش را هم نکرده بودیم.
بهبودی فرایندی یکنواخت و یک اندازه نیست که بتوان آن را برای همه پیش بینی نمود. اینطور نیست که همه مان به یک صورت فرایند بهبودی را طی کنیم یا از آن بیرون بیاییم. با وجود این نقاط تشابه و همچنین پستی و بلندی های آشنایی در این فرایند وجود دارند که همه مان از آن عبور می کنیم. در این مسیر مقاطع مختلف, مراحل مختلف و همچنین پیچ ها و پلکان هایی وجود دارند که همه مان آن ها را طی می کنیم. هریک از ما مراحلی خواهد داشت که در طی آن رشد به سزایی خواهیم نمود. به همین ترتیب مراحلی را تجربه خواهیم نمود که رشدمان در آن تاحدی نامحسوس خواهد بود. داشتن راه جدیدی برای زندگی بدین معنی است که ما باید طبق روش های جدیدی زندگی کنیم که این خود می تواند علی رغم سالهای متعدد پاکی, برای مان بغرنج و گیج کننده باشد. اینکه به یکدیگر اجازه دهیم تا برحسب سرعت خودمان رشد کنیم, کاردشواری است, بخصوص زمانی که برای یکدیگر اهمیت قائل باشیم. اما حاصل پیمودن مسیر بهبودی براساس روش شخصی خود, خویشتن پذیری و عزت نفس خواهد بود. مفهوم زمان و تجربه یکی نیست. صرفأ بخاطر اینکه مدت زیادی را در برنامه بسر برده ایم, بدین مفهوم نیست که تمام چیزهایی را که باید بدانیم می دانیم. ما هیچوقت از قدم های ساده ای که ما را پاک و آزاد نگاه می دارند, رها نخواهیم شد. زندگی های ما به شکوفا شدن ادامه می دهند. ما نقاط شروع متفاوتی داشته و با سرعت های متفاوتی رشد می کنیم. زمان, فرصت های رشد را دراختیار ما می گذارد اما هنوز باید با چالش ها مقابله نموده و برای یادگیری آماده باشیم. تمرین صداقت, روشن بینی و تمایل ما را آموزش پذیر, سپاسگزار و متواضع می نماید. تفاوت بین فروتنی و تحقیر شدن می تواند سطح پذیرش مان نسبت به اطلاعاتی که دریافت می کنیم باشد. زمانی که ما با یک فکر باز گوش فرا می دهیم, هرکسی می تواند به ما پیام برساند. در NA اصول غیر ضروری وجود ندارند هرچند که ممکن است آنها را به وقت خودمان و طبق ترتیبی که خودمان ترجیح می دهیم بیاموزیم. اگر بعضی قدم ها را کارکرده و برخی دیگر را کار نکنیم و یا سنت هایمان را نادیده گرفته و مغایر ارزش هایمان زندگی کنیم, نمی توانیم انتظار داشته باشیم آنچه را که دنبالش هستیم پیدا کنیم. اصول روحانی بستگی به زمان و یا شرایط ندارند. ما با نگاه کردن و تجربه نمودن یاد می گیریم. بین این احساس که ما آنقدر بیمار هستیم که هرگز بهبود پیدا نمی کنیم, و ما هرگز از رشد کردن و بهبود یافتن دست برنمی داریم, فاصلۀ زیادی وجود دارد و کندوکا و ما در این رابطه, می تواند یک عمر طول بکشد. دوباره و دوباره به آغاز بازمی گردیم. انجام
کارهایی که در جهت منافع مان می باشند, حتی درمواقعی که دربرابر آنها ازخود مقاومت نشان می دهیم, به تدریج راحت تر می شود. یکی از اعضا چنین مشارکت می کند: "اغلب از تازه واردها می شنیدم تصور رفتن مادام العمر به جلسات برایشان امکان پذیر نبود". خود من هم چنین تفکراتی داشتم اما امروز نمی توانم زندگی را بدون NA تصورکنم. ما یاد می گیریم آن کارهایی را که باید انجام شوند و همچنین آنهایی را که تمایلش را داریم, انجام دهیم. شاید همیشه نخواهیم برنامۀ بهبودی خود را دنبال کنیم ولیکن از پاداش هایی که پس از مسئولیت پذیر بودن دربرابر بهبودیمان بدست می آوریم, و همچنین عواقب قبول نکردن چنین مسئولیتی, به خوبی آگاه هستیم. پذیرش اطلاعات جدیدی که مطابق میل مان به ما ارائه نمی شود, می تواند برایمان مشکل باشد. ممکن است ما ایده های جدید را به دلیل آنکه از نوع بسته بندی آن خوشمان نمیاید رد کنیم, چه این اطلاعات باعث تعجب ما شود و چه آنکه شخص حامل این اطلاعات کسی نباشد که ما معمولأ از او تقاضای راهنمایی می کنیم. عضو دیگری چنین مشارکت کرد: "من آنقدر برای راهنمایم ارزش قائلم که حتی اگر به من بگوید در گوشۀ اطاق روی سرت بایست تا مشکلت حل شود, من اینکار را خواهم کرد. اما اگرسخنانی را که ممکن است باعث نجات زندگی ام شوند از کسی که زیاد مورد علاقه ام نیست بشنوم, خیلی راحت می توانم آن را رد کنم". زمانی که ما به خود اجازه می دهیم هم توسط پیام و هم توسط پیام دهنده تحت تأثیر قراربگیریم, ابزار جدیدی دراختیار مان قرار می گیرند. اگر اینکار باعث شود تا نوع باورهای خود را مجددأ ارزیابی کنیم این نتیجۀ خوبی خواهد بود چرا که می توانیم مقاومت اولیۀ خود را به عنوان دستاویزی در تمایل خود شناسایی کنیم. یکی از روشهایی که بواسطۀ آن می توانیم از به عقب برگشتن خود دربهبودی جلوگیری کنیم, امتحان نمودن چیزهای جدید می باشد. بدون توجه به مقطع پاکی خود, می توانیم به جلسات رفته و به موسیقی موجود درآنجا گوش فرا دهیم. یکی از اعضا اینطور مشارکت کرد: " مثل اینکه گوش هایم ازشدت هیجان به صدا درآمدند و آنچه را که به شنیدنش نیاز داشتم, شنیدم". سنت هایمان به ما می آموزند که در NA چیزی بنام نوع یا درجۀ عضویت وجود ندارد. بنابراین همانطور که یک
عضو قدیمی می تواند جان یک تازه وارد را نجات دهد, یک تازه وارد هم می تواند جان یک عضو قدیمی را نجات دهد. زمانی که ما نسبت به این واقعیت پذیرش داشته باشیم, بسیاری از محدودیت هایی که خودمان برای خودمان قائل می شویم ناپدید می گردند. ما با عملکرد خود به دیگران می آموزیم. حتی زمانی که به دیگران یاد می دهیم چه کارهایی را انجام ندهند, مشغول رساندن پیام هستیم. به مشارکت گذاشتن تجارب مان به آنها مفهوم و ارزش می دهد. امید داریم که عضو بعدی انجمن عملکردش از ما بهتر باشد و از اشتباهات ما درس بگیرد. البته این روش همیشه کار نمی کند: ما کسانی هستیم که معمولأ سخت ترین راه را برای یادگیری بکار می گیریم و فقط با تجربۀ یک اشتباه از آن درس می گیریم. اما زمانی که عضوی با دوسال پاکی درجلسه می گوید که تجربۀ ما در ده سال پاکی باعث شد که او همان اشتباه را مرتکب نشود, متوجه می شویم که ما هم به عنوان یک فرد و هم به عنوان یک انجمن, رشد کرده ایم. خرد بدین معناست که ما با اتکا به تجارب گذشته با رویدادهای جدید مقابله کنیم. زمانی که راجع به زندگی فعلی خود فکر کرده و آن را با زمان اعتیاد فعال خود مقایسه می کنیم, مهم است به یاد داشته باشیم : " اینکه ازکجا آمده ایم, به اندازۀ اینکه به کجا می رویم مهم نیست". درعین حال مدت زمانی که دربهبودی بسر برده ایم, سنگ زیرین خرد ما
می باشد. ما از تجارب خود می آموزیم و از آن برای کمک به دیگران استفاده می کنیم. زمانی که یاد می گیریم خود را صادقانه و بدون قضاوت و پیش داوری های آنی, ببینیم, خرد مان رشد می کند.
دوستان کامنت هایی که به صورت خصوصی ارسال میکنید امکان پاسخ در سایت را ندارد
لطفا اگر کامنتی را اصرار دارید به صورت
خصوصی ارسال کنید
حتما ایملتان را نیز ارسال کنید
لطفا اگر کامنتی را اصرار دارید به صورت
خصوصی ارسال کنید
حتما ایملتان را نیز ارسال کنید
آخرین نظرات
آخرین مطالب
پیوندها