یک برنامۀ روحانی و نه مذهبی
هریک از ما مسیر روحانی مختص به خود را طی می کنیم. با کندوکاو جوانب روحانیت مان, خود را در یک سفر خویشتن یابی قرار می دهیم. وقتی که زندگی مان توأم با آگاهی روحانی باشد, سازگاری مطلوب را با خداوند آنطور که او را درک می کنیم, و همچنین با خود و دیگران بدست می آوریم. برای روحانیت دستورالعمل واحدی وجود ندارد و هریک از ما راه زندگی روحانی خودمان را پیدا می کنیم. این اجازه می دهد آزادی مورد نیاز را برای انتخاب روش زندگی مان, بدست آوریم و مسئولیت آن را به عهده بگیریم. نمی توانیم وانمود کنیم که روحانیت محور اصلی برنامۀ NA و یا زندگی به روال NA نیست اما درعین حال افرادی با هرگونه اعتقادات, به علاوۀ آنهایی که به چیزی اعتقاد ندارند, می توانند در داخل این برنامه جایی داشته باشند. حق ما برای داشتن روحانیت در NA بدون قید و شرط است. این بدان معناست که ما نیز باید همان حق را برای دیگران قائل شویم. این مسئلۀ بغرنجی نیست اما به نظر می رسد ما دوست داریم این بخش از بهبودی مان را پیچیده ترکنیم. داشتن یک تعریف خاص از اصول روحانی برایمان بیش از حد محدودیت ایجاد خواهد کرد. سنتها به ما یادآوری می کنند N A مکانی نیست که در آنجا تنها یک مسیر روحانی بخصوص مورد تأیید قراربگیرد.بنابراین یافتن آن روحانیتی که برایمان کار کند می تواند یکی از مهم ترین چالش هایی باشد که در بهبودی با آن مواجه می شویم. با این وجود اغلب از به زبان آوردن این مطلب خوف داریم. می ترسیم مبادا با مشارکت کردن این موضوع احساس ناراحتی کنیم و یا باعث بوجود آمدن همین احساس در دیگران شویم. یادمی گیریم درطی پیام رسانی مرز بین تجارب روحانی شخصی خودمان و پیام NA را بوضوح مشخص کنیم. پیدا کردن نقطۀ تعادلی که طی آن ما تجارب یکدیگر را پذیرفته و درعین حال این ش بهه را ایجاد نکنیم که یک مذهب خاص را تأیید کرده ایم, می تواند
مشکل باشد. می توانیم از یک مذهب یا مسیری پیروی کنیم که برای اشاره به مباحث روحانی, از یک زبان ویژه استفاده می کند. اما درعین حال از خود می پرسیم چطور می شود آن را به نحوی بیان نمود که همه آن را درک کنند. به نگرش های متفاوتی که در انجمن وجود دارند احترام گذاشته و از یک طرزبیان عمومی استفاده می کنیم علی رغم اینکه ممکن
است تحت شرایطی دیگراز زبانی مطابق با عقاید مذهبی خودمان استفاده کنیم. پیدا کردن طرزبیانی که با آن بتوانیم راجع به روحانیت مان صحبت کرده و درعین حال به دیگران نیز فرصت دهیم تا مسیر خودشان را دنبال کنند می تواند کار مشکلی باشد. برای تعریف نیروی برتر خود از الفاظ بسیار متفاوتی استفاده می کنیم. در حد توان تلاش می کنیم تجارب روحانی خود را که دائمآ درحال عمیق تر شدن هستند, به نوعی مشارکت کنیم که قابل استفاده توسط اعضای دیگرنیز باشد. مهمتر از همه, ما کسانی را که مورد احترام و اعتماد مان بوده و نسبت به ایشان احساس راحتی می کنیم, پیدا کرده و رودررو با ایشان مشارکت می کنیم. همۀ کارها در جلسات اتفاق نمی افتند و ما می توانیم با راهنمای خود, طی
کارکرد قدمها یا دربین دوستان مورد اعتمادمان نیزمشارکت کنیم. شاید هرگز مجبور نباشیم برای یافتن روحانیت NA را ترک کنیم اما اگر بیرون از جلسات مان در جستجوی روحانیت باشیم, باید این را بدانیم که NA پس از هرسفرجدیدی دراین رابطه, ما را به بازگشت به جلسات تشویق نموده و به ما خوش آمد می گوید. هربار که از چنین سفری بازمی گردیم, درک جدیدتری را ازروحانیت به مشارکت می گذاریم و بواسطۀ تجربۀ رشد روحانی مان باید ازمیان چالش های تازه ای عبور کنیم. یکی از زیباترین جنبه های برنامه مان این است که آن, بدون توجه به عقاید مختلف مان, کار می کند. NA باید جایی باشد که همۀ ما درآن احساس تعلق کنیم. بنابراین حتی اگر مطمئن هستیم کلیۀ آنهایی که در جسله حضور دارند اعتقاداتی مشابه اعتقادات خودمان دارند, هنوز باید اطمینان حاصل کنیم که پیام NA به وضوح بیان می گردد. ما کاربرد سنت هایمان را فقط به مواقعی که آنها ظاهرأ مشکلی را حل می کنند محدود نمی کنیم. شفاف نگاه داشتن پیام مان به همۀ ما کمک می کند. یکی از اعضا چنین توضیح داد: هرچه بیشتر یاد می گیرم روحانیت ام را به زبان NAمشارکت کنم, بهتر می توانم رابطۀ بین اعتقادات خود و NA را با شفافیت ببینم. زمانی که یادمی گیریم بینش های تازۀ خود را با استفاده از زبان مشترک بهبودی به مشارکت بگذاریم, توانایی مان برای انتقال پیام NA افزایش می یابد. زمانی که هریک از ما درک رو به رشد خود را با دیگر اعضا درمیان می گذاریم, انجمن مان بالغ تر شده و توسعه می یابد. اگر تمایل داشته باشیم با روشن بینی مشارکت نموده و گوش فرا دهیم, با استفاده از تجارب دیگران رشد خواهیم کرد. با وجودی که روحانیت محور اصلی بهبودی مان می باشد, و نظر باینکه گفتگو درمورد روحانیت می تواند به گفتگو درمورد مذهب نزدیک باشد, بسیاری از ما از درگیری درچنین گفتگوهایی پرهیز می کنیم. اکراه ما نسبت به چنین مسئله ای, می تواند دلایل زیادی داشته باشد. نخستین دلیل این است که بسیاری از ما یاد گرفته ایم درمورد روحانیت با کسی بحث نکنیم چونکه می دانیم اعتقادات مان کاملأ شخصی هستند. برخی دیگر از ما نمی توانند راجع به چنین مسائلی صحبت کرده و درعین حال سعی نکنند تا اعتقادات دیگران را به سمت اعتقادات خودشان سوق دهند. ما به اندازۀ کافی نیاز به تغییرکردن داریم و به همین دلیل می خواهیم مطمئن شویم که سیستم اعتقادی مان, هرآنچه که باشد, توسط برنامه تهدید نمی شود. البته باید به خاطر داشته باشیم که تمرین بیش ازپیش و فعالانۀ روحانیت مان ممکن است سؤالاتی را برایمان مطرح کند. به سادگی می توانیم تمام روز را صرف بحث های فلسفی کرده و هیچ پیشرفتی را در زندگی روحانی خود تجربه نکنیم. درعین حال می دانیم بسیاری از روحانی ترین افرادی که می شناسیم خیلی کم راجع به روحانیت صحبت می کنند. عملکرد آرام چنین افرادی از کلمات قدرتمندتر است. اصول نهفته در قدمها, سنتها, مفاهیم و مابقی نشریات NAچنان بیان شده اند که قابل درک و شناخت توسط همه مان بوده و تا حد زیادی زبان مشترکی را برایمان فراهم می نمایند. ما بطور مکرر می گوییم که این یک برنامۀ روحانی است و نه مذهبی اما این بدین معنا نیست که برنامۀ ما نتواند برای افراد مذهبی کارایی داشته باشد. برخی از ما با داشتن یک زیربنای اعتقادی که نسبت به آن کاملأ احساس راحتی می کنیم, وارد برنامه می شویم. بعضی دیگر از ما بواسطۀ کارکرد قدمها و تلاش برای ایجاد رابطه با یک نیروی برتر, مسیرمان را به سوی یکی از مذاهب اصلی دنبال می کنیم. برخی از ما مسیرهای روحانی متفاوتی را
پیدا می کنیم و یا به این نتیجه می رسیم که آن روحانیتی که دربرنامه بدست آورده ایم, پاسخگوی نیازهای مان بوده و ما به چیز دیگری نیاز نداریم. جواب درست یا غلطی برای این مقوله یافت نمی شود و مسیر مشخصی وجود ندارد که یا ما را به سمت یک مذهب خاص و یه درجهت مخالف آن, هدایت کند. مهمترین چیز آن است که ما قبول کنیم این برنامه یک ماهیت روحانی دارد و برخی مطالبی که ما در اینجا بدان اتکا می کنیم کاملأ پیچیده بوده و بعضی بخش های آن ممکن است نامعقول به نظر برسند. بسیاری از ما که سالهای زیادی را دربهبودی به سر برده ایم,طبق گفتۀ خودمان, هنوز نمی دانیم که برنامه چطور و چرا کار می کند. فقط می دانیم که آن برایمان کار می کند. دادن این احتمال که همیشه چیزی که ما نتوانیم آن را درک کنیم وجود خواهد داشت, بدین معناست که همیشه جایی برای چیزی برتر از ما وجود دارد که هم بر روی ما و هم از طریق ما کار کند. برخی از ما عقاید مذهبی خود را که با آنها بزرگ شده بودیم, حفظ کردیم اما دراعتیاد فعال کارهایی را انجام داده ایم که منجر به خسارت زدن برخودمان و همچنین برآن اعتقادات باطنی شدند. بسیاری از ما به سختی تلاش کردیم مابین خودمان و اعتقادات سابق مان فاصله ایجاد کنیم تا حدی که عکس العمل مان نسبت به شنیدن هرنوع صحبتی راجع به آن اعتقادات, تقریبأ مانند یک حساسیت فیزیکی به نظر می آمد. شاید خیلی طول بکشد بفهمیم چرا شنیدن چنین صحبت هایی باعث حال بدی مان می شود. زمانی که دیگران راجع به نیروی برتر صحبت می کنند ممکن است به نظرمان بیاید که آن احساسات قدیمی دوباره زنده شده اند و طبیعی است که این مسئله منجر به عصبی شدن مان می گردد. شاید نسبت به مذهب تجاربی منفی داشته باشیم یا اینکه تجارب گذشته رابطه مان را با مذهب ناخوشایند کرده باشند. درهرصورت مقابله با چنین شرایطی می تواند چالش برانگیز باشد. بسیاری از ما تلاش کردیم از طریق مذهب ازاعتیادمان نجات پیدا کنیم و دریافتیم که چنین اعتقاداتی به تنهایی نمی توانستند منجر به آزادی مان شوند. یا شاید اعتقادات مذهبی مستحکم و توسعه یافته ای داشته باشیم و فکر کنیم NA ازما خواهد خواست که چنین اعتقاداتی را کنار بگذاریم. بدون توجه به تجارب گذشته مان, این برای بهبودی مان امری حیاتی است که درکی را که بتوانیم با آن کارکنیم به دست بیاوریم. وقتی که درفرایند رسیدن به چنین درکی قرارمی گیریم, نظر دیگران درمورد اینکه آن درک باید چه و چگونه باشد, می تواند برای ما گیج کننده و یا غیرقابل قبول باشد. بسیارمهم است که زمان و فضای مورد نیاز را دراختیار یکدیگر قراردهیم تا هریک از ما بتوانیم به سیستم اعتقادی مورد قبول خودمان برسیم. درعین حال ممکن است خیلی سریع صحبت کسانی را که نیاز دارند در مورد وفق دادن بهبودی خود با اعتقادات دیگرشان مشارکت کنند, قطع کنیم. یکی از اعضا چنین اقرارکرد: "من از بدو ورود به NA نسبت به ابراز اعتقادات مذهبی ام مشکل داشتم. هنوزهم آن مذهبی را که با آن بزرگ شده بودم دنبال می کنم و از وقتی که پاک شدم نیز آن را فعالانه ادامه داده ام. اما زمانی که درجلسات راجع به بیداری روحانی ام مشارکت کردم, احساس کردم که این باب میل دیگر اعضا نبود. تا چند وقت به جلسات نمی رفتم و پی گیر مسیر مذهبی دیگر بودم اما بعدأ متوجه شدم که من هم نیاز دارم در اینجا باشم و باید راهی را برای مرتبط نمودن برنامۀ روحانی انجمن و اعتقادات مذهبی خود پیدا کنم. "بدون چنین تلاشی خطر آن وجود دارد که باعث دورشدن دیگران از خودمان شده و در درک رابطۀ بین توسعۀ روحانی و تجارب بهبودی مان محدودیت قائل شویم". ممکن است در برخی مواقع رشد روحانی به سختی پیش برود اما این بدین معنا نیست که در شرایط نامطلوبی قرارداریم. اغلب چنین کشمکش هایی به ما کمک می کنند به آن روحانیتی که برایمان کار می کند برسیم. با بیدارشدن روح مان, باورهای مان نیز رشد می کنند. زمانی که عملأ باورهای مان را تجربه می کنیم, اهمیت آنها افزایش می یابد. این برای برخی از ما بدین معنی است که روش دعا کردن خاص خود را پیدا می کنیم. بعضی از ما روش دیگری را برای برقراری ارتباط آگاهانه ای که با باورهایمان مطابقت داشته باشد, پیدا می کنیم. اما کلید رشد روحانی رشد نمودن است یعنی اینکه روحانیت مان تغییر می کند و منجر به ایجاد تغییردر ما می گردد. یکی از اعضا چنین – مشارکت کرد: "زمانی که تقریبأ ده سال پاک بودم, متوجه شدم در رابطه ام با خداوند, صداقت به خرج نمی دادم چونکه همیشه وانمود می کردم عصبانی نیستم". متوجه شدم اگر نمی توانستم در این رابطه از خود صداقت نشان دهم, چه شانسی برای موفقیت روابط دیگرم وجود داشت؟" هربارفرصتی برای رشد روحانی بدست می آوریم, بیداری مجدد امید را درخودمان تجربه می کنیم.
دوستان کامنت هایی که به صورت خصوصی ارسال میکنید امکان پاسخ در سایت را ندارد
لطفا اگر کامنتی را اصرار دارید به صورت
خصوصی ارسال کنید
حتما ایملتان را نیز ارسال کنید
لطفا اگر کامنتی را اصرار دارید به صورت
خصوصی ارسال کنید
حتما ایملتان را نیز ارسال کنید
آخرین نظرات
آخرین مطالب
پیوندها