31 خرداد
تغییر چیزهایی که می توانم
وقتی به اولین جلسه نارانان آمدم بر خشم و دردم غلبه کردم.معتاد را به خاطر اضافه وزنم مقصر می دانستم اما بیشتر بخاطر ناراحتی ام او را سرزنش میکردم. فکر نمی کردم که اشتباه میکنم وگفتار ورفتار من باعث ناراحتیم میشود.
فهمیدم که اشتباه بزرگی وجود دارد و من نمی خواستم این روش زندگی کردن را ادامه دهم. حس می کردم دوست دارم از این زندگی دردناکی که به آن رسیده ام فرار کنم. راحت نبودن در خانه خودم، شخصی بیهوده وغرورو ، داشتن راز بزرگ و وحشتناکی که بدبختی زندگیم بود، و این احساس فشار دایمی گناه و سرزنش خودم بخاطر مصرف مواد پسرم. باید به غیرقابل اداره بودن زندگیم اقرار میکردم.
وقتی به مشاوره خانواده رفتیم، مشاوره مان با انگشت به طرف من به عنوان فردی که خانواده مان را مراقبت وکنترل میکند اشاره کرد. من آزرده ، جریحه دار وتحقیر شده بودم. چطور می توانست فکر کند که من مقصر بودم؟
با شرکت در جلسات نارانان چیزی را که مشاوره سعی می کرد به من بگوید، یاد گرفتم. کمک گرفتن برای تغییر خودم را آغاز کردم. کار کرد قدمها با یک راهنما باعث شد بفهمم که من هم احتمالا به اندازه معتاد دیوانه بودم. چه بیدارای ای!
تفکری برای امروز:  در نارانان می توانم نگاهی به خودم بیندازم، نقص هایم را تشخیص دهدم وهر روز روی آنها کار کنم. امروز می توانم رها کنم، میفهمم که زندگی من مال من است و زندگی معتاد مال خودش. امروز میتوانم روز به روز از خودم مراقبت کنم وباز هم حامی دیگران باشم.