30 خرداد
تمایل وذهن باز
چندین سال در نارانان بودم اما باز هم روزگار سختی داشتم . هنوز هم احساس نا امیدی وبیهودگی میکردم. معتقد نبودم برنامه کار میکند. احساس میکردم که بهبودیم سرعت لازم را ندارد ونیروی برترم به من کمک نمیکند.به تصمیم گیریهای بد ادامه دادم ، رفتار بدی داشتم و با معتاد زندگیم مشاجره وبرایش سخنرانی می کردم.همان نقصهای شخصیتی که اوایل سال در ترازنامه قدم چهارم ام لیست کرده بودم هنوز مرا ازار میداد. من نقصهای شخصیتی ام را می شناختن وآنها را به هر کسی که گوش میداد اقرار کرده بودم. چرا خدا آنها را بر طرف نمیکرد؟
یک جلسه ای پیشنهاد کرد لازم است به عقب برگردم وقدم شش را بررسی کنم. از من پرسید که آیا برای کمک نیروی برترم کاملا آماده هستم. اومعتقد بودکه نیروی برترش فقط چیزهایی را که کاملا برای رها کردن شان آماده است بر طرف میکند. همچنین اشاره کرد این امکان وجود دارد که رفتار قدیمی من هنوز برایم ارزشمند است وآماده نیستم تا آن را رها کنم.
 با این پیشنهاد توانستم، با بررسی دلایلی که باعث شده بود به نقص هایم بچسبم، قدم شش را به درستی کار کنم. با اعتماد به نیروی برترم شهامت پیدا کردم تا برای حرکت به جلو کاملا آماده باشم.
تفکری برای امروز: من باید تمایل داشته وپذیرای تغییر باشم. اگر هنوز هم روی معتاد و گذشته تمرکز داشته باشم وسعی کنم دیگران را کنترل کنم، حاضر نیستم به نیروی برترم اجازه دهم تا نقص های شخصیتی مرا برطرف کند.