سی ام خرداد ماه
من در جلسات شنیده ام که پذیرش بعنوان بخشی از 3 فاکتور است . آگاهی . پذیرش و عمل .. ذکر شده است . هر چند تمایل دارم سعی کنم تا بدون هیچ تاملی پیرامون پذیرش ، از آگاهی به عمل صعود کنم . افکار من مانند این جملات در جریان است : یک چیز در اشتباه است . سریع ، اجازه بده قبل از اینکه مجبور باشم هر ناراحتی را احساس کنم ، آنرا ثابت کنم . مشکل اینجاست ، تا زمانی که من این شرایط را با نقص و اشتباه بپذیرم ف یا اینکه به یاد اورم که در آگاهی من نقش دارند ، به ندرت میتوانم عملکرد مثبتی داشته و با نتایج آن در آرامش زندگی کنم . عملکرد من کاری از پیش نمی برد و یا چیزهای بدتری را باعث میشود و من احساس در ماندگی و نا امیدی میکنم حتی اگر کاری برای من انجام دهد ، آنقدر غرق اشتباه میشوم که نمی توانم انرا تشخیص دهم بیشتر اوقات من هنوز مجبورم برگردم بنشینم ، احساسات را احساس کنم و بعضی پذیرشها را داشته باشم . این کمک میکند تا من به یاد آورم که نیروی برترم قبلا مرا و موقعیت مرا پذیرفته است و به من در روزهای بذ همانند روزهای خوب ، عشق ورزیده است .

یاد آوری امروز .

حرکت کردن از آگاهی به پذیرش و سپس به عمل به طول می انجامد ، اما مزایای آن ارزش این انتظار را دارد به طوری که یاد گرفتم خطاها ، موقعیتها و احساساتم را بپذیرم . من یاد گرفتم که انسانی ارزشمند هستم درست همانطوری که وجود دارم . با این نوع پذیرش نسبت به خورم ، اختیاراتم را در نظر گرفته و به آرامی می توانم کار هایی جهت تغییر یافتن انجام دهم . "........شخصی پیشنهاد کرد تمرکز یافتن بر روی تغییر دادن خودم را متوقف کنم و در ابتداء به پذیرش خودم بپردازم و این تحرک و پیشرفتی را که لازم بود به من بخشید" .