همراهی در آزادی
اگر آزادی کامل به انسان بدهند و مجبور نباشـد کـه از کـسی اطاعت کند، در این صورت خودش داوطلبانه به خاطر منافع مشترک همکاری می کند.(از دیدگاه بیل)
 
حالا که دیگر تحت فرمان الکل یا کسی نیستم، آزادی جدیـدی را تجربه کردم. وقتی از گذشته و بار سنگینی که به دوش می کـشیدم، خلاص شدم و طعم آزادی را چشیدم. با زندگی آزادانه آشنا شدم. گامها راهی توصیه شده برای یافتن زندگی جدیـد اسـت، در انجمـن هـیچ دستور و فرمانی در کار نیست. خدمت کردن به دیگران حکم نیـست، بلکه من آزادم که مشتاقانه آن را انتخاب کنم . فهمیده ام کـه از رشـد دیگران من هم سود خواهم برد و آنچه را که می آموزند فرا می گیـرم و بعد به گروه برمی گردانم. رفـاه عمـومى در جامعـه ای مملـو از آزادی فردی جایش را برای رشد پیدا می کند.