28 خرداد
خود آزمایی
هر وقت از من خواسته میشود در یک جلسه شرکت کنم، احساس ترس واضطراب میکنم. چه چیزی می توانم بگوییم که به کسی کمک کند بخصوص یک تازه وارد؟ چطور میتوانم خطاها و اشتباهاتم را فاش کنم؟ چگونه انجام این کار به هر کسی کمک خواهد کرد؟ چرا من هنوز خیلی از نواقص شخصیتی را  دارم؟ همه این سوالها از ذهنم عبور میکند وعدم اعتماد به نفس شروع میشود. این گفتگوی ذهنی در سرم غوغا میکند .
برای پاک کردن ذهنم نفس عمیقی میکشم و بی صدا دعایی میخوانم 《خداوندا کمکم کن چیزی را بگویم که به کسی کمک کند و لطفا نگذار ناامید ودیوانه به نظر برسم. به من اجازه بده تا تجربه ، نیرو وامیدم را مشارکت کنم . فرصت بده تا به آنها بگویم برنامه نارانان چگونه به من کمک کرد تا آرامش وآسایش را به درون زندگیم بیاورم . یاریم کن تا به آنهایی که نیاز دارند پیام را برسانم.》
 به خاطر دارم که باید زندگی رو به نیروی برترم بسپارم . سپس مطمئنم هر چه بگویم و هر طور که بگویم ، آن چیزی خواهد بود که نیاز دارد بشنود. وقتی داستانم را مشارکت میکنم ونیروی تازه ای را  که در برنامه پیدا کرده ام آشکار میکنم، صدای امید بخش درونم را میشنوم . مطمئنم چیزی را که میگویم، خواست نیروی برترم است. می دانم که برای رساندن پیام هدایت شده ام .
تفکری برای امروز:  برنامه وبهبودی من موهبتهایی است که که از سایر اعضای نارانان دریافت کرده ام. وقتی از من خواسته میشود صحبت کنم فرصتی است برای من تا بخشی از نیرو و نعمتهایی را که در برنامه دریافت کرده ام ، انتقال دهم.