24 خرداد
وسواس
قبل از اینکه به نارانان بیاییم مسئول همه کس وهمه چیز بودم. به توانایی ام برای درست کردن موقعیت های بد واز بین بردن دردسرهای مالی و قانونی دیگران افتخار می کردم. به معتاد زندگیم کمک میکردم تا او را از پیامد کارهایش دور کنم. از مراکز درمانی تا دفاتر مشاوره حقوقی، اتاقهای دادگاه و دفاتر آزادی مشروط می رفتم. برای دیدن معتاد در زندان دو ساعت رانندگی می کردم و وقتی مرخصی داشت او را از سرکار می آوردم. من تنها فرد ناجی گروه بودم. تا سالهای زیاد بعد از آن، یک احساساتی له شده بودم. پر از رنجش، بیماری جسمی، ورشکسته روحی و از پا افتاده بودم.تنها وخارج از کنترل شده بودم تا بالاخره نارانان را پیدا کردم.
فهمیدن اینکه من مسئول دیگران نیستم غافلگیری خوشایندی بود. من فقط مسئول کارهای خودم و خوب بودن احساساتم هستم.  اگر در حالت خوبی نیستم، میتوانم دلایل را بسنجم و انتخاب هایم را تعیین کنم. میتوانم انتخاب کنم که در حالت نادرست بمانم یا برای تغییر آن قدمهایی بردارم. حق انتخاب با من است. نمیتوانم دیگران را مقصر بدانم و نمتوانم به دیگران وابسته باشم تا بخاطر من کاری را درست کنند. یاد گرفتم که تمام وسواس فکری من در مورد دیگران ، روش من برای برداشتن توجه از روی خودم بود.
تفکری برای امروز :  وقتی در مورد زندگی سایر مردم دچار وسواس میشوم، میدانم وقت آن است که در آینه بنگرم و کشف کنم از چه چیز مخفی میشوم.