21 خرداد
دیدگاه
"پس ما دوباره متولد شدیم تا ستاره ها راببینم"این عبارتی از یک نویسنده است. بعد از یکسال از حضورم در جلسات نارانان احساس می کنم متولد شده ام ویکبار دیگر دوباره میتوانم دور از تاریکی، چشمک زدن ستتره ها را هم واقعی وهم مجازی ببینم.
با یکی از اعضا درباره اینکه چطور چیزهای کوچک زندگی که خیلی هم مهم به نظر نمیرسند مرا عصبانی میکند، صحبت کردم. در مورد این جنبه پیام نارانان از وقتی که شروع به دیدن ستاره ها میکنم، فکر کرده ام. اوایل هنگامی که با بیماری سرو کار داشتم، هیچ نوری را نمیدیدم. تمام چیزی که مرا احاطه کرده بود تاریکی وناامیدی بود.  شب هنگام توجهی به ستاره ها نمی کردم در حقیقت، حتی اگر بیرون بودم روشنایی روز را هم نمیدیدم.
چیزهای کوچک زندگی که مرا ناراحت میکند هنوز هم وجود دارند اما با کار کرد قدمهای دوازدگانه نارانان دیگر منبع عصبانیت من نیستند.من توانسته ام این عصبانی کننده های ناچیز را از دیدگاه دیگری ببینم و بفهمم که در ابعاد بزرگتر کارها، عصبانیت من توجهی ندارد. متحیرم که به راستی می توانم روشنایی روز را ببینم و قدر دانی کنم و سرشار از ارامش به ستاره هادر شب نگاه کنم.
تفکری برای امروز:  در حالیکه هنوز ممکن است معتاد در بیرون مصرف کند