بیست و یکم خرداد ماه
بیماری الکلیسم در بسیاری از امیدهای از دست رفته ، آرزوهای نابود شده و دردهای قابل توجه زندگیم موءثر بوده است . من نمیخواهم راجبع به این احساسات بحث کنم ، اما هیچیک از آنها را هم نمی خواهم نادیده بگیرم . الانان به من کمک میکند حتی با ناخوشایند ترین جنبه های زندگی گذشته ام مواجه شوم . با برخورد دوستانه با آنها ، قادر خواهم بود تا درد و ماتم حاصل از آنها را درک کرده و رهایشان سازم . این احساسات بخش عمیقی از وجود من هستند : وقتی که آنها به درب آگاهی من ضربه میزنند ، دوست دارم در را باز کرده و به آنها اجازه ورود دهم . باید با خودم با همان ملاحظه و احترامی که با اعضاء ، پیرامون درد ، سر در گمی ، و اضطراب در جلسات مشارکت میکنم ، رفتار کنم ، فقط با این روش سالم بوده و در آرامش خواهم بود .
یاد آوری امروز

آنها میگویند که درد یک امر غیر قابل اجتناب است ، اما رنج بردن امری اختیاری است . اگر من یاد بگیرم تا بپذیرم که درد بخشی از زندگیم است بهتر قادر خواهم بود تا شرایط سخت را تحمل کرده و سپس رهایشان کنم . ترک کردن درد ، ورای من است . وقتی مدتها بدون مشکلات زندگی کنیم ، این مثال به یادمان می آید که درخت بلوط در خلاف جهت بادها با قدرت رشد میکند و الماس تحت فشار ساخته میشود