بیستم خرداد

بسیاری از ما به منظور بقاء یافتن در دنیای متناقض و متشنج الکلیسم ، یاد گرفتیم تا احساسات خود را نادیده بگیریم . ما از وجود خودمان ، حتی بدون شناخت آن غافل بودیم . برای مثال هر چند من الکلی را بخاطر رها کردن در اوقات نیاز ، مقصر میدانستم اما برای خودم یک دوست خوب نبودم . بخاطر ترس و سر در گمی ام از خصلت کودکانه وجودم دور میشدم ، کودکی که به سادگی زندگی میکرد ، او که غروب خورشید را می پذیرفت .و نمی خواست که مالک آن باشد و فقط برای امروز زندگی میکرد . بهبودی بدین معنا نیست که مجبور شوم به انسان متفاوتی تبدیل گردم ، بدین معناست که لازم است دوباره خودم باشم . درسهایی که من در الانان آموختم ، درسهایی است که قبلا میدانستم ، فقط باید بیاد آورم .


یاد آوری امروز

:در وجود من اخلاصی وجود دارد که اغلب میداند چطور به یک نیروی برتر توکل کند تا با حفظ آن با بصیرت به بهبودی زندگی ام رسیده و در آرامش و کمال در لحظه حاضر زندگی کنم . اجازه میدهم که به سهم خود پیش رفته و در طی این سفر روحانی رشد یابم .