15 خرداد
مشکل بزرگ یک فرد وابسته این است، که از نصیحت شدن نفرت دارد و گاهی باخود لج‌بازی کرده و برعکس عمل می‌کند و باعث صدمات مادی و عاطفی به خود و دیگران می‌گردد. امروز می‌دانم که اصول برنامه‌ی خودیاری روی صبر و بردباری استوار شده است. آیا من فقط برای امروز دریچه‌ی افکار و گوش‌های خود را در اختیار نصیحت و حرف‌هایی قرار می‌دهم که با سلیقه‌ای بیماریم جور باشد؟ آیا امروز هم مثل گذشته تجربه‌ها و آموخته‌های دیگران را به تمسخر می‌گیرم؟ به راستی چرا فکر می‌کنم که از بقیه‌ی مردم بیشتر می‌فهمم و می‌دونم و بلد هستم؟ آیا روی گفته‌های دیگران تأمل می‌کنم تا بدانم تا چه حد درست هستند؟ آیا امروز هم مثل گذشته انگشتانم را در سوراخ گوش‌هایم کرده و برای رها شدن سرم را به عنوان تأیید تکان می‌دهم؟ من اکنون دارم برای خودم بدن و فکر سالمی ایجاد می‌کنم. من نیاز به تجربه‌ی دیگران دارم. آیا متوجه شده‌ام که افراد موفق مشاوران خوبی داشته‌اند؟ آیا آگاهی پیدا کرده‌ام که مسیر زندگی به تنهایی طی شدنی نیست؟ من اکنون خودم را دوست دارم و در تمام شرایط خودم را تنها نمی‌گذارم، حتی اگر اشتباه کرده باشم.
گوش‌هایت را برای شنیدن باز نگه‌دار!