مسیری به سمت آسمان
اینها گام هایی هستند که ما پیمودیم. ... (الکلی های گمنام)
 
اینها کلماتی هستند که باعث شـکل گـرفتن برنامـه دوازده گـام شدند. با سادگی بی پرده شان تمام ملاحظات روانشناسانه و فیلسوفانه را درباره درستی گامها کنار گذاشتند. آنها آنچه را انجام دادم توصیف کردند: من این گام ها را پیمودم و حاصلش هشیاری بود . ایـن کلمـات بیانگر این نیستند که من باید مسیری را که دیگران هموار کـرده انـد بروم، اما برای من راهی است تا هشیار شوم، و اینکه این راهی است که خودم باید پیدا کنم. راهی جدید است، راهی که به نوری بی نهایـت در بالای کوه می رسد. گام ها به من کمک کردند تا جای پایم را محکم کنم و از پرتگاه ها اجتناب کنم. آنها مرا با ابزاری مجهز کردند که در طـول بسیاری از قسمت های سفر تنهای روحم به آن نیاز داشتم. وقتی از این سفر صحبت می کنم ، تجربه، نیرو و امیدم را با دیگران تقسیم می کنم.