دوازدهم خرداد

در یک روز زیبا ، مردی زیر یک درخت نشسته بود و توجهی نداشت به اینکه درخت پر از گبوتر است . بعد از گذشت مدت کوتاهی ، کبوتر ها کاری را که نباید ، انجام دادند . مرد در حالیکه با عضبانیت خود را کنار می کشید ، برسر کبوتر ها فریاد زد از کبوترها و همینطور آن مواد آزار دهنده رنجیده بود اما بعد از مدتی فهمید که کبوترها فقط کاری را انجام دادند که همه کبوتر ها انجام میدهند . آنها این کار را کردند نه بخاطر اینکه او آنجا نشسته بود ، بلکه بخاطر اینکه کبوتر بودند . مرد یاد گرفت که قبل از اینکه زیر سایه درخت بنشیند درخت را بازرسی کند . الکلیها کسانی هستند که مینوشند آنها بخاطر من یا شما الکل نمی نوشند بلکه مینوشند چون الکلی هستند . مهم نیست که من چکار میکنم در هر صورت این واقعیت را با داد زدن ، خواهش کردن ، آشفته کردن، پنهان کردن ، پول یا بطری ها یا کلید ها ، دروغ گفتن ، تهدید کردن و یا نطق کردن تغییر نمی دهم . من باعث بیماری الکلیسم نشدم . نمیتوانم آنرا کنترل کنم . نمیتوانم آنرا درمان کنم . میتوانم به مبارزه و باختن ادامه دهم . یا میتوانم بپذیرم که قدرتی روی الکل و الکلیسم ندارم و اجازه دهم که الانان به من کمک کند و انرژی را که برای جنگیدن ،، با این بیماری صرف کرده ام به سمت بهبودیم از عواقب آن هدایت کند .
....
یادآوری امروز

آسان نیست ببینم کسی که دوستش دارم ، به مشروب خوردن ادامه میدهد ، اما هیچ کاری نمی توانم انجام دهم تا مانع آنها شوم .اگر می بینم که چطور زندگیم از کنترل خارج شده است می توانم اعتراف کنم که در مقابل این بیماری عاجز هستم هستم . سپس واقعا می توانم زندگیم را بهتر بسازم . " یک تغییر که در ما بوجود می آید . بطور منطقی ، عاملی است که به جهت مثبت به تمام خانواده کمک خواهد کرد .