یازدهم خرداد

مایلم راجع به قدم هفتم به عنوان قدمی که با اشک ریختن و به زانو افتادن بر میدارم . فکر کنم (متواضعانه از خدا تقاضا میکنم تا نقائصم را برطرف کند) این قدم را تجربه کرده ام ، اما میخواهم امکان برداشتن این قدم را با شادی و یا حتی شوخ طبعی امتحان کنم . گاهی اوقات علامت اینکه واقعا و به حد کفایت فروتن شده ام تا از خداوند تقاضا کنم که نقائصم را بر طرف کند این است که بتوانیم به آن بخندم . ناگهان یکی از کارهایی که در گذشته انجام داده ام و یا تصمیماتم ، به نظر شما مضحک می آیند و من دیگر نمیتوانم به آنها جدی فکر کنم .. وقتی این اتفاق می افتد می فهمم که قدرت مافوقم تاثیر یکی دیگر از نواقصم را کاهش داده است . تغییر واقعی اغلب خودش را به شکل خنده ای که از ته دل باشد به من نشان میدهد . بنا براین دفعه دیگر که میخواستم از شدت ناراحتی موهایم را بکنم بخاطر اینکه نتوانسته ام از یک نقص آزار دهنده خلاصی یابم ، سعی میکنم راحت تر با موضوع کنار بیایم و ببینم که سخت گیری من چقدر اخمقانه است . وقتی با میل و رغبت به عقب (گذشته) برمیگردم و حتی در جاهاییکه به آرزوهایم نرسیده ام طنز و شوخی میبینم ، به این معنی است که از سر راه خداوند کنار رفته ام و راه را برای قدرت مافوقم باز کرده ام

یاد آوری امروز

نا امیدی و رنج قطعا مرا بسوی تواضع و فروتنی رهنمون میسازد اما در الانان میل و و رغبتی تازه و مشتاق را پرورش میدهیم تا هدایت قدرت مافوقم را دنبال کند . چون میخواهم ، برای یاد گرفتن تمام درسهای زندگی آزادتر باشم . نه فقط درسهایی که صدمه میزند "تواضع به این معنی است که خود را در ارتباط درست و صحیح با همنوعانو خدای خویش ببینم .