8 خرداد
دلسوزی به حال خود

دلسوزی به حال خود اینطور تعریف میشود:"اعتقاد افراطی که زندگیتان سخت تر وغمگین تر از همه افراد دیگر است."اوایل خیلی از جلسات نارانان را برای غلبه بر دلسوزی به حال خود گذراندم. من با یک معتاد ازدواج کردم. در ذهنم زندگیم سخت تر از همه بودو بیچاره بودم. معتاد پولمان را صرف مواد مخدر میکرد وحتی دستگیر شد. من با مشکلات بزرگی زندگی میکردم وهیچ را حلی نداشتم. احساس صدمه خوردن وخشمگین بودن داشتم.
در یک جلسه شنیدم که یک عضوی مشارکت میکرد از اینکه با یک معتاد ازدواج کرده سپاسگزار است. از مشارکت قبلی میدانستم که زندگیش راحت نیست وشرایطش با شرایط من فرق زیادی ندارد. بنابراین فکر میکردم باید منظور او را بد فهمیده باشم. او توضیح داد اگر با یک معتاد زندگی نمیکرد هرگز فکر نمیکرد به نارانان بیاید. بدون دوازده قدم هنوز هم به همان روش فکر میکرد. هیچکس پیشنهاد نکرد که او نیاز به حل هر مشکلی دارد. یاد نمیگرفت چیزهایی را که نمیتواند به نیروی برترش بسپارد تا آنها را مدیریت کند. سپاسگزاری را یاد نمیگرفت. اینکار به او کمک کرد تا دیدگاهش راتغییر دهد. با سپاسگذاری میتواند چیزهای خوب را در زندگیش جستجو کند و تمرکزش را از روی چیزهای بد بردارد.فهمید که میتواند خودش را دوست داشته باشد وحتی اگر زندگی کاملی ندارد شاد زندگی کند.
 من دچار سوءتفاهم نشده بودن بلکه گرفتار دلسوزی به حال خود بودم و این افراط بود. اکنون وقت تغییر دادن نگرشم به سپاسگزاری بود.
تفکری برای امروز :  اگر خودم را به طور واضح وصادقانه در ارتباط وشرایط فعلی ام ببینم، میفهمم که هنوز هم میتوانم خوشحال وسپاسگزار باشم ومجبور نیستم قربانی دلسوزی به حال خود باشم.