هشتم خرداد:   اعضای یک تیم در مسئولیت شریک و غم و شادی را با یکدیگر تقسیم می کنند.

   وقتی قطع مصرف نیکوتین از مرز یازده ماه گذشت برای تولد یک سالگی لحظه شماری می کردم. به تداوم مسیر ادامه دادم. از خداوند درخواست کمک می کردم، با اعضاء مشارکت می کردم، در جلسات شرکت و شب ها با خدا راز و نیاز و از او به خاطر یک روز پاک دیگر سپاسگذاری می کردم. یک شب خواب عجیبی دیدم. در خواب شخصی مقداری پول داد تا چیزی بخرم. به فروشگاهی رفتم و یک پاکت سیگار خریدم. بی هیچ مقاومتی به سوی یار قدیمی نیکوتین شتافته بودم. به ناگهان متوجه شدم چه کار کرده ام. سیگار نکشیدم، امّا متوجه شدم چگونه ممکن است با یک غفلت ساده به راحتی باز در چنگال نیکوتین گرفتار شوم. آن رؤیا باعث شد به یاد بیاورم چگونه این اتفاق برای عده ای از ما در بیداری افتاده است. عده ای از ما بدون کوچکترین تعقلی و یا با این فکر که فقط همین یک بار است براحتی در دام لغزش افتاده اند. باید همیشه این را به یاد داشته باشم که مهم نیست امروز چقدر وقت آزاد دارم، بلکه مهم است بدانم چقدر آزادم.

برای امروز از خدا می خواهم مرا راهنمایی و برای یک روز دیگر پاک نگه دارد.