هفتم خردادماه
من بارها سعی کرده ام که اراده خود و خدایم را بشناسم . هنگامیکه جنگی درون ذهنم در میگرفت و صدایی بلند مرا به سوی یک راه یا راههای دیگر میراند ، احساس آرامش از من رخت بر می بست . شک یک ملازم غیر قابل اجتناب باری معنوی جویی است من کتاب راهنما ندارم ، بنابراین می بایست جستجو وکشف را ادامه دهم . من میدانم که وقتی احساس میکنم یک میل شدید برای انجام عملی دارم ، معمولا اراده من است که مرا به پیش میراند ، هنگامیکه احساس یقین و آرامش بخش میکنم ، معمولا اراده خدا در کار است . اما بسیاری اوقات من چنین دلیل آشکاری ندارم پس بعدا چه میشود ؟ برخی اوقات به انتظار وضوح امور می نشینم ، یا سعی میکنم دقیقتر به راهنمایم گوش فرا دهم ، ممکن است که سردر گمی ام را برایشان مطرح کنم و در جستجوی راهنمایی شان باشم یا اینکه دست به انتخاب بزنم عملی انجام دهم و ببینم که چه اتفاق می افتد ؟ در زمان مناسب چیزهای بیشتری آشکار خواهد شد و مهم نیست که چه انتخاب هایی به عمل آورده ام . از آنجا که اراده و زندگیم را به خدا واگذار کرده ام ، هر کاری که میکنم برای تحقق اراده اوست .

یاد آوری امروز

امروز به یاد می آورم که نامطمئنی ، یک شکست نیست ، بلکه یک فرصت است هر کاری که میکنم و هر چیزی که سر راهم قرار میگیرد اعم از انسانها ، عقاید و موقعیتها ، همه قابلیت این را دارند که سهمی در رشد و درک من داشته باشند . فقط برای امروز ، من مجبور نیستم که بدانم آن سهم چیست ؟ "باور کن که درشک صادقانه ایمان بیشتری بر جا می ماند تا در دین نصفه و نیمه .