6 خرداد
برای پیروز شدن تسلیم شو

در اولین روزهایی که وارد نارانان شدم نمیتوانستم طرز فکر《برای پیروز شدن تسلیم شو 》 را درک کنم و یا آن را به کار ببندم. فکر میکردم تسلیم به معنای شکست خوردن است. بنابراین در مقابل هیچ چیز یا هیچ کس تسلیم نمی شدم.
مهم نبود چقدر از پا می افتادم، بازهم پا فشاری می کردم. زندگی با یک همسر معتاد به من یاد داده که هر چیزی نیاز به اصلاح یا درست کردن داشته باشد من باید آن را انجام دهم.یک روز وقتی بعد از یک روز کاری طولانی وارد خانه شدم دیدم که فاضلاب توالت تا اتاق خواب بالا آمده، بلافاصله دست به کار شدم. پس از چند ساعت توالت را تعمیر واتاقها را تمیز کردم. کثیف وخسته واز پا افتاده بودم. بعد از شام ماشین ظرفشویی را روشن کردم ول کار نمی کرد. دفترچه راهنمابش را در آوردم، شروع کردم به جدا کردن قطعات آن وتعمیرش کردم. اما هر بار ماشین را روشن میکردم فیوز میپرید. بعد از انکه چهار بار فیوز پرید، لحظه واضح تسلیم فرا رسید؛ رها کن وبه خدا بسپار.
از آن روز رسم تازه ای در خانواده ما شروع شد. اکنون مشتاقانه منتظر لحظات خاصی هستم که من وپسرم با هم ظرفها را بشوییم. امروز بابت خراب شدن ماشین ظرفشویی ام سپاسگذارم وبیشتر از آن بخاطر درک این موضوع که تسلیم راه آرامش است، سپاسگزارم.
تفکری برای امروز :  میتوانم انتخاب کنم چگونه به اتفاقاتی که امروز می افتد واکنش نشان دهم. میتوانم به اتفاقات به عنوان مشکل نگاه کنم ویا آنها را به عنوان فرصت ببینم.