5  خرداد
آسایش خاطر
وقتی وارد نارانان شدم یکی از اولین چیزهایی که توجه مرا جلب کرد، اعضایی بودند که به نظر میرسید بسیار آرامش دارند و در مورد رها کردن خیلی مشارکت میکردند. با اینکه ممکن بود آشفتگی آنها را احاطه کرده باشد ولی هنوز درباره رها کردن واعتماد به یک نیروی برتر که سلامت عقل وآسایش خاطر آنها را حفظ میکند،صحبت میکردند.
یاد میگرم که من هم باید مانند دیگران رها کنم. مثلا هیچ کنترلی روی متروییکه مرا سر کارم میبرد ندارم که مرا به موقع سر کار میرساند یا نه، درست همان طور که هیچ کنترلی روی معتاد زندگیم ندارم. یکی از اعضای نارانان می گفت:"ما مجبوریم وقتی مورچه ها از سر وکولمان بالا میروند فیل را رها کنیم."
آیا امکان دترد راهی بهتر از تسلیم شدن، در زندگیم وجود داشته باشد؟
تفکری برای امروز :  متوجه شده ام که وقتی به خودم اجازه میدهم رها کنم وبه خدا بسپارم آرامش وآسایش خاطر وجود دارد.  وقتی میگذارم نیروی برترم اوضاع را کنترل کند در بیشتر موارد نتایج بهتری به بار می آید.
"ما دریافته ایم که راه حل عملی هر مشکلی در بکار گیری این قدمهاست"
کتابچه آبی نارانان