4 خرداد
بلوغ
وقتی بارفتارهای نامعقول ونتیجه پیامدهای منفی اعتیاد روبرو میشدم هنوز هم فکر میکردم میتوانم با بزرگواری، دلیل ومنطق واکنش نشان دهم. ولی این یک شوخی بیشتر نیست!
ابتدا فهمیدم که ترجیح میدادم با انتقام گیری صدمات و رنجهایی را که کشیده بودم تلافی کنم. از اینکه داستان اختلافات زندگیم را برای هر کسی که گوش میداد، حتی غریبه ها تعریف کنم لذت می بردم.
هرگز نتوانستم با دلسوزی به حال خودم صدماتم را پاک کنم. مردم، دیگر علاقه ای به شنیدن حرفهایم نداشتند. حتی پلیس هم علاقه مند نبود. آنها به مدرک و جنایت علاقه داشتند نه به افسردگی. تنها چیزی که داشتم رفتار خودم تخریبی بود و این دیگران را خسته میکرد.
همان طور که در نارانان رشد میکردم از طریق مشارکت تجربه افرادی که تحت تاثیر اعتیاد قرار داشتند، بلوغ را کشف کردم.  من از طریق تمرین دوازده قدم ودوازده سنت در حال بلوغ هستم. با درک مفهوم کلماتی مانند؛ وابستگی متقابل، قطع وابستگی، حمایت ناسالم وانکار در خودم ودر معتاد بالغ میشوم. با آموختن در مورد ماهیت بیماری اعتیاد، پیشرفت آن وتله هایش وبه تازگی در مورد بهبودی به بلوغ میرسم. همچنین با یادگیری ماهیت بیماری خودم به بلوغ میرسد. من بالغ تر میشوم و بهبود میابم.
تفکری برای امروز :  دانستن اینکه بر چه نتایجی میتوانم وبر چه نتیجه هایی نمیتوانم تاثیر بگذارم، آرامش به همراه دارد. هنوز هم ممکن است صدمه ببینم یا نا امید شوم ولی مجبور نیستم با همان روشهای نامعقول قدیمی واکنش نشان دهم.