گام اوّل
ما ... (اولین کلمه اولین گام) (دوازده گام و دوازده سنت)

 وقتی مشروب می خوردم فقط به "من" فکر می کردم. این تعـصب دردناک نسبت به خودم، این روح بیمار، این خودخـواهی روحـی مـرا برای نیمی از عمر به مشروب پیوند داد. سفر برای یافتن خدا و انجام اراده اش روزی با اولین کلمه گام اول شروع شد ... "ما."در تعداد نیرویی نهفته بود، در تعداد قدرت بود، در تعداد امنیت بود و برای الکلی ای مثل من، در تعداد زندگی بـود . اگـرمی خواستم به تنهایی بهبود بیابم، احتمالاً میمردم. با خدا و الکلی های دیگر در زندگی ام هدفی الهی یافتم ... من مسیری شدم بـرای عـشق شفابخش خداوند.