28 اردیبهشت
امروز به‌خاطر می‌آورم که تحت‌شرایط بد و نداشتن تحمل جنبه‌ی مثبت، منفی، شادی‌ها، غم‌ها، در عالم بی‌تفاوتی و نوع شرایط دیگر احساسات خود را با روشن کردن سیگار و نوشیدنی الکل‌دار سعی در بهبود شرایط و تحمل آنها نشان می‌دادم. شاید به‌نظر بعضی‌ها، پُرکردن خلأ‌های درونی را با لیوانی مشروب یا سری تریاک و یا چند میلی تزریق و چاقیدن سیگاری در ابتدای کار توجیه‌پذیر بود، ولی وقتی وابستگی‌ها شدیدتر شد و زندگیمو به آشفتگی کشید و به خودم و دیگران آسیب رساندم. دیگر توجیه کردن اشتباه بود، چون معتاد شده بودم. آیا این اشتباه که من معتاد نمی‌شوم را به خودم قبولانده بودم؟ آیا اشتباه بزرگ‌تری که به من گفتند حالا که معتاد شده‌ای تو نمی‌توانی ترک کنی، را به یاد دارم؟ حالا چه اتفاقی افتاده است، که وابستگی‌های مرگبار دست از سرم برداشته و من احساس آرامش و آزادی می‌کنم؟ آیا این دلایل کافی برای حضور مستمر خداوند در کنارم و وجودم نیست؟ به خاطر رهایی از هوای‌نفس و آزادی و نجات از دست عادت و وابستگی و هم‌وابستگی‌ها خالق مهربانم را سپاس می‌گویم. من برای تمام تغییرات و رُشدم در برنامه شکرگزارم.
با آرامش، حضور خداوند را درک کن!