بیست و ششم اردیبهشت:   امروز یک روز شگفت انگیز است، تا زمانی که اجازه بدهم کسی بیاید و همه چیز را به هم بریزد.

   این نوشته سرشار از حقیقت را روی یک ظرف چینی دیدم و مرا غرق تفکر کرد. قرار نیست کسی روزم را خراب کند، زاویه دید من روزم را خراب یا آباد می کند. من در فریب دادن خود استادم. طوری به خود دروغ می گویم که آن را باور می کنم و همه را سرزنش می کنم غیر از خودم. وقتی گرفتار این وضع می شوم دعای آرامش را می خوانم و خود را به خدا واگذار می کنم و می دانم که او تنها کسی است که می داند قرار است چه چیز رخ دهد. من فقط ابزاری در دستان خداوندم که تلاش می کنم همه کارها را خودم انجام دهم و هرگز موفق نمی شوم!

برای امروز، لحظه ای تأمل می کنم و به نقش خود در ایجاد رنجش هایم نگاه می کنم.