25 اردیبهشت
الکلیسم در خانواده نفی خود را به دنبال دارد . در نتیجه هرگز یاد نگرفتم وقتی حالم خوب نیست از خودم مراقبت کنم . حتی وقتی در تب میسوختم عین روزهای عادی سرکار میرفتم هردیگری بنظر خود بزرگ بینی و ضعیف بود . در الانان راه متفاوت دیگری برای مراقبت از خود کشف کردم . دیگران را می بینم که هنگام بیماری به خود توجه فراوانی میکنند آنها هنگام خستگی استراحت میکنند بعضی وقتها مرخصی میگیرند . رژیم های غذایی متعادل دارند در وقت لازم به دکتر مراجعه میکنند . با پیروی از دیگر اعضاء الانان یاد میگیرم قبول کنم که همیشه نمی توانم در اوج بوده و بهتر از همه رفتار کنم تنها در یک جا اجازه میدهم بلند پروازی کنم . شاید بیماری وسیله ای است که قدرت مافوق برای تفهیم اینکه با خودم خوب باشم از آن استفاده میکند .

یاد آوری امروز

من یک آدم آهنی نیستم . بعضی وقتها مریض شده یا خسته ام و یا سرم شلوغ است . سعی میکنم یاد بگیرم چه کاری را میتوانم انجام دهم تا احساس بهتری داشته باشم .
" تلاش برای اهمیت دادن به دیگران بخصوص در مواقع اضطراب بسیار سخت است"