نگرانی را رها کن....
10می.        20اردیبهشت
وقتی به نارانان آمدم برای همه چیز نگران بودم .باید بحران آینده را پیش بینی می کردم و می فهمیدم چه کسی گرفتار می شود.سپس از راه حل هایی که به نظرم می رسد یکی را که درست است انتخاب کنم.این خود به تنهایی کلی کار بود.بعدبایدمشخص می کردم از کدام راه حل استفاده کنم.و بلا فاصله شروع به اجرا می کردم.برایم مسلم بود اگر قبل از آنکه اتفاقی بیفتد و من برایش نگران نباشم بعد از آنکه پیش آمد چطور می توانم از عهده اش بر آیم؟این تفکر نادرست من بود که درآن زمان فکرمی کردم منطقی است.
با شرکت در جلسات نارانان فهمیدم که این روش خوبی برای زندگی کردن نیست.درک کردم که نگران بودن مرا از فکر کردن در باره احساساتم دور می کند و زمان حال را از من می گیرد.من در آینده زندگی می کردم در دنیایی که هرگز امکان نداشت اتفاق بیفتد.سعی می کردم با مشکلاتی دست وپنجه نرم کنم که شاید هرگز برایم پیش نیاید.
از وقتی توانستم با اضطرابم کنار بیایم بارهای اضافه بر داشته شد.مجبور بودم صداقت پیدا کرده و مایل باشم .هم چنین پذیرای هدایت نیروی برترم بشوم .شروع به انجام شعار«رها کن و به خدابسپار»کردم که توانستم به خودم کمک کنم.حالا می توانستم احساساتم ودلایل آن را دسته بندی کنم.می توانستم شروع به گرفتن تصمیماتی کنم که برایم مناسب است.


تفکری برای امروز:
بارها شدن از نگرانی در زندگی ام بهتر می توانم در زمان مناسب انتخاب درستی داشته باشم.با نگران نشدن در مورد آینده ای که هیچ کنترلی روی آن ندارم امروز می توانم سنگینی آن را از شانه هایم بردارم.