هجدهم اردیبهشت:   خلاء تو، با هر آنچه در آن جای دهی پر می شود.

   بیست سال برای قطع مصرف سیگار تلاش کردم اما هرگز موفق نشدم. چهارده سال با یک ریه زندگی کردم. در هر بار قطع مصرف از لحاظ جسمی و عاطفی با دشواری روبرو و کمتر در قطع مصرف باقی می ماندم تا جایی که دیگر نمی توانستم قطع مصرف کنم و تصور می کردم به همین وضع خواهم مرد. بطور وحشتناکی معتاد بودم و اعتیاد روز به روز نیرومند تر می شد. پسر نوجوانم معتاد به الکل و مواد مخدر شد. وقتی در مسیر بهبودی قرار گرفت روزی برایم اقرار کرد که در تمام طول زندگی هر روز صبح با صدای سرفه های خشک من از خواب بیدار می شده و همیشه می ترسیده که روزی مرا از دست بدهد و تنها شود. هر گز بلایی را که بر سر تنها فرزندم می آوردم نمی دیدم. من چشمانم را به روی حقیقت بسته بودم. عاقبت از روی ناچاری با نیکوتینی های گمنام آشنا شدم. در اینجا فریب و نیرنگ های نیکوتین را دیدم. افرادی را دیدم که بدون مصرف نیکوتین زندگی شاد و رضایت بخشی دارند. در این برنامه آموختم هر وقت کسی را در حال مصرف نیکوتین می بینم به جای وسوسه شدن لحظه ای تامل و به حقیقت فکر کنم. به خود بگویم: شاید او قابلیت مصرف دارد اما من ندارم. آموختم می بایست بابت رهایی از اعتیاد نیکوتین شکرگزار لطف خداوند باشم.

برای امروز بابت زندگی شاد و سالمی که دارم شکرگزار خداوندم و به آن عشق می ورزم.