بینشی که تفاوت این دو را بدانم.......
30 آوریل.   10اردیبهشت
مدت زیادی سعی می کردم زندگی از هم پاشیده پسرم را سر و سامان دهم و نمی دانستم چطور جلوی این کار خود را بگیرم حس می کردم وابسته و پایبند پسر معتادم هستم که مثل کودک بزرگسالی بود.می دانستم مشکلات وحشتناک و احساسات دردناک اعتیاد مرا نابود می کندو می فهمیدم که نیاز به کمک دارم.
جلسات نارانان را پیدا کردم و به طور منظم در آنها شرکت کردم .باشرکت در هر جلسه روشن بینی بیشتری پیدا می کردم وقتی تمایل پیدا کردم که روی نیاز هایم تمرکز و کار کنم ابزار زیادی برای استفاده وجود داشت.مشکلم این بود که نمی دانستم کدام برایم بهتر است.همه اینها خیلی برایم سخت بودند.پذیرش اینکه اعتیاد به مواد مخدر یک بیماری است ٫تمرین قطع وابستگی٫کمک گرفتن از یک نیروی برتر و تهیه یک تراز نامه صادقانه از خودم.
در طول برنامه «تغییر آنچه که می توانم»برایم آسان تر شد زیرا که نتایج آن را نه تنها  در پسرم بلکه در خودم می دیدم با یک دید وسیع تر رابطه بین ما دو نفر هم بهتر شد.زندگی ام دو باره به حالت طبیعی بر گشت با اینکه هیچ پیشرفتی در زندگی او نمی دیدم.او به انتخاب های بد خود ادامه داد ولی من حالا می فهمم و می پذیرم که آنها انتخاب های او هستندبه طور کامل متقاعد شدم که من جز خودم نمی توانم کسی را کنترل کنم.

تفکری برای امروز:
گاهی وسوسه می شوم که رفتارهای آشنای قبلی خود را تکرار کنم وقتی این اتفاق می افتد قطع وابستگی وپذیرشی  که تازه بدست آورده ام به من تلنگر زده و مرا به مسیر درست بر می گرداند .مهمتر اینکه من با خودم خوبم  با وجود نارانان از تفاوت آنچه می توانم تغییر دهم و آنچه که نمی توانم تغییر دهم آگاهم.