10 اردیبهشت
یکی از اصول برنامه‌ی خودیاری در انجمن رهایی می‌گوید، گوش کن، حرف نزن. به حرف‌ها توجه کن، هرچه به دردت خورد را برداشت کن و بقیه را رها کن! سالیان متمادی انرژیم را صرف وراجی و یاوه‌گویی برای تإیید شدن کردم، حرف‌های بی‌سرو ته که به درد کسی نمی‌خورد و غیر از سردرد فایده‌ای نداشت. نظر و راهکارهای تخیلی و تئوری به دیگران دادن جزیی از شخصیت و هویت من شده بود. برای هرکاری و هر مشکلی طرح و راهکاری می‌دادم. انگار وظیفه داشتم مشکلات دیگران را من به تنهایی حل کنم. امروز به مرور دریافته‌ام که می‌توانم به کمک خداوند طرز تفکر و رفتارم را تغییر دهم. آیا بهتر نیست گوش‌ها و دریچه‌ی افکار و قلبم را به شنیده‌های جدید باز کنم؟ می‌خواهم فارغ از عادت و وابستگی‌ و هم‌وابستگی‌ها زمانی را صرف گوش دادن کنم. صدای درون، صدای کودک درون من و از روی معصومیت این موجود نازنین است، کودکی که در صفا و صمیمیتش تردیدی نیست، به‌صدایی که از درون و قلبم می‌آید، گوش می‌دهم و توجه‌ی بیشتری به خواسته و نیازهایش می‌کنم و می‌دانم آرزوی بزرگش ارتباط داشتن با خداوندی است که درک کرده‌ام.
گوش کن خداوند پیام می‌فرستد!