استقلال گروه

شاید بعضی ها فکر کنند که ما در اصل استقلال گروهها زیاده روی کرده ایم. برای مثال، سنت چهارم در نسخه مفصلش اعلام میکند که:هر دو یا سه نفری که برای هشیاری گردهم آیند، میتوانند خودشان را یکی از گروههایی انجمن بنامند، با در نظر گرفتن این نکته که غیر ازهم گروه بودن هیچ نسبت دیگری با هم ندارند." (این جمله به اشتباه نقل شده است، بیل به سنت سوم اشاره دارد.) ... اما این آزادی بیش از حد آنقدرها هم که به نظر میرسد خطرناک نیست.(الکلی های گمنام)


به عنوان یک الکلی فعال، هر آزادی ای را که زندگی به من عطا کرده بود، از بین بردم . چطور انجمن از من انتظار داشت که به " آزادی بیش از حدی " که با سنت چهارم به من داده بود، احترام بگذارم؟ آموختن احترام کاری است که یک عمر طول می کشد. انجمن مرا وادار کرد تا لزوم قوانین را بپذیرم و اینکه اگر آن را از ته دل نخواهم، باید بهای آن را بپردازم . این مسئله درباره گروهها هم صدق می کند. با وجود تمایلات ناشی از اعتیادم، سنت چهارم مرا به سمت معنویت هدایت کرد.