هشتم اردیبهشت:   ما درمان نشده ایم، فقط فرصت روزانه ای یافته ایم تا از شرایط روحانی خود مراقبت کنیم.

   هرگز فکر نمی کردم بتوانم روزی قطع مصرف کنم. سال ها برای قطع مصرف تلاش می کردم اما کمتر موفق می شدم. مشکل کجا بود؟؟؟!!! آیا بسیار عاجز بودم یا خیره سر؟ آیا اراده ام ضعیف بود؟ آیا زیاد از حد خودخواه بودم؟ کاملا مایوس، وحشت زده و اسیر و زندانی نیکوتین بودم. از خداوند درخواست کمک کردم. کتاب به باور رسیدن انجمن الکلی های گمنام را مطالعه کردم. موضوع کتاب در این مورد بود که چگونه باور از یک نیروی برتر وسوسه مصرف الکل را از آنان گرفته است. من با تکیه بر نیروی اراده شخصی خودم نمی توانستم از پس این مهم برآیم. سلطه نیکوتین بر تمام زندگی ام سایه افکنده بود. عاقبت روزی وسوسه مصرف نیکوتین به کلی از زندگی ام بیرون رفت. چه نعمت بی کرانی!!! رهایی از این کابوس به یک معجزه شبیه بود. هر روز از خداوند تشکر کرده، در جلسات شرکت می کنم، به مطالعه نشریات پرداخته و تجربه، امید و نیروی خود را با سایر اعضا به مشارکت می گذارم. زندگی بدون مصرف نیکوتین لذت بخش است و حاضرم به خاطر آن دست به هر کاری بزنم.

برای امروز، از نیروی برتر قدرشناسی می کنم و از او می خواهم در تداوم این راه یاریم کند.