بیست و هفتم فروردین
می دانستم که دچار مشکل شده ام . آماده بودم کسی را که خیلی دوستش داشتم برای همیشه از زندگیم بیرون کنم چون او ظرفها را نشسته در ظرفشویی رها کرده بود به وضوح زیاده روی میکردم. اما نمی توانستم آرام بگیرم .تلفن را برداشتم و به یک دوست الانانی زنگ زدم .وقتی صحبتهای مرا شنید گفت : به نظر میرسد عصبانیتم بیشتر از حدی است که برای ظرفهای کثیف قابل قبول باشد . مسلما اینطور بود .برای من آن ظرفهای نشسته شامل تمام بی حرمتی ها میشد .اما هر گاه او سعی میکرد تمام مشکلات یک رابطه را در یک روز و یک زمان حل کند .شکست میخورد .اینکار امکان پذیر نیست .در عوض او سعی میکرد در یک زمان فقط با یک مشکل کلنجار برود . من هنوز هم ظرفهای کثیف را دوست ندارم اما مجبور نیستم آنها را طوری تعبیر کنم که انگار معنی عمیق تری دارند . یاد میگیرم که بصورت ظاهر مسائل اهمیت بدهم گاهی اوقات ظرفهای کثیف ،فقط ظرفهای کثیف هستند .

یاد آوری امروز

چرا به خود اجازه میدهم عذاب بکشم و از کاهی کوهی بسازم ؟ می توانم با فکر کردن به "فقط برای امروز" موقعیت دشوار رابه گونه ای در آورم که بتوانم از عهده کنترل آن برآیم .
"تمام هدف الانان از بین بردن نقاط خشن زندگیمان است و اینکار میسر نیست مگر "فقط برای امروز"