رهایی فکر....
15 آوریل.         26فروردین
دخترم انتخاب کرده که فاصله اش را با من حفظ کند چون دائما فقط نگران او بودم.نگران بودم کجاست ؟چه کار می کند؟و چه چیزی استفاده می کند؟
واقعیت این بود که چون از او خشمگین بودم نسبت به او وسواس فکری داشتم.خشمم چیزی بود که از او پنهان می کردم وبه ترس ها و غم هایم رسیدگی نمی کردم.فقط می توانستم به یک چیز فکر کنم و آن این بود که دخترم چقدر ترسناک و ناسپاس است.نمی توانستم او را از ذهنم دور کنم .با نگرانی هایم فرسوده می شدم و در همان حال افکار منفی مرا از پای در آورده بود.
به آرامی افکار وسواس گونه و نفرت انگیزم که مرا کنترل و بیمار کرده بود را درک می کردم.به کمک گروه خانواده نارانان فهمیدم که فقط می توانم افکار خودم را تغییر دهم.بنا بر این یک روز تصمیم گرفتم متفاوت فکر کنم.لیستی از توانایی های دخترم تهیه کردم .هر وقت فکر منفی در باره او داشتم نگاهی به لیست توانایی هایش می کردم یکی را انتخاب کرده و مدت کوتاهی به آن فکر می کردم.برای مثال فکر می کردم او چقدر بی فکر است .اما لیستم به من می گفت او«معنوی»است.به این ترتیب تمرکزم را تغییر می دادم و در باره حالت مثبت معنوی او می اندیشیدم .
به تدریج با مرور زمان متوجه شدم که به ندرت به او فکر می کنم.وسواس فکری وافکار منفی من نسبت به او از بین رفته بود.برنامه نارانان به من این آگاهی را داد که در مقابل افکارم عاجز نیستم و حق انتخاب دارم .هم چنین به من دلگرمی و ابزاری دا. که بتوانم افکارم را به سمتی که می خواهم تغییر دهم.

تفکری برای امروز:
اگر من در باره رفتار دیگران وسواس دارم کافی است فقط نگرش و تمرکزم را تغییر دهم .می توانم روی توانایی های مفید و اررشمند معتاد تمرکز کنم.شاید یک بتوانم تمرکزم را روی خودم قرار دهم.