بیست و پنجم فروردینقبل از آشنایی با الانان ،برای فرار از تعهداتم مشکلات دیگران را دستاویز قرار میدادم . من مشتاق شنیدن مشکلات و مسائل دیگران بودم و در هر فرصتی آنها را بازگو میکردم بدین ترتیب زندگی خودم ناچیز و مشکلاتم احمقانه تر به نظر میرسید . به همین دلیل در آغاز ورودم به الانان ، تمرکز کردن بر روی مسائل خودم بسیار مشکل بود . میخواستم در مورد الکلیم صحبت کنم اما بنظر نمی رسید کسی مشتاق شنیدن باشد .همه در مورد خودم سوال میکردند : چه احساسی داشتم ،چکار میکردم ، چه می خواستم .؟ در یافتم که بیش از حد در مورد مسائل دیگران توجه داشتم چرا که خودم را دست کم می شمردم . راهنمای من بمن آموخت وقتی به زندگی دیگران اهمیت بیشتری از زندگی خودم می دادم ، در واقع به خودم آسیب میرساندم . برای ارزش گذاری به خودم بایست به این روند پایان می دادم . تمرکز بر روی خودم آغاز خود بینی بود . برای این کار تمرین و ممارست لازم بود و من با حمایت شدن در جلسات بیشتر احساس امنیت میکردم . یاد گرفتم در مورد خودم صحبت کنم و به احساسات و عواطف ،دستاوردها و خواسته هایم ارزش و اهمیت دهم

یاد آوری امروز .

امروز ،وقتی وسوسه غیبت کردن یا داستان سرایی در مورد زندگی کردن به سراغم می آید از خودم می پرسم ..."چه اتفاقی برای من افتاده است" .....
" با زندگی کردن با برنامه الانان در مورد نقش خودم در بروز مشکلاتم و چگونگی تغییر دادن دیدگاهها و اعمال خودم صحبت میکنم