بیست و پنجم فروردین:   سواره از حال پیاده خبر ندارد.

   در زمان مصرف نیکوتین از بسیاری احساسات بی خبر بودم. در عدم هشیاری سردرگم و گیج زندگی می کردم. اعتیادم قانونی و مورد قبول جامعه بود. امروز دیگر در حصاری از غبار نیکوتین زندگی نمی کنم. امروز آزادم تا نعمت های زندگی را درک و به تمام معنا زندگی کنم. زندگی کردن به تمام معنا کار آسانی نبود و من به کمک انجمن نیکوتینی های گمنام نیاز داشتم. امروز می فهمم پیاده چه حالی دارد و می دانم خداوند راه را نشان می دهد. امروز به جای فرار از احساسات با آن روبرو و آن را می پذیرم.

برای امروز به نیروی برتر و انجمن نیکوتینی های گمنام تکیه می کنم تا زندگی بدون وابستگی به نیکوتین را بیاموزم و به احساساتم اعتماد کنم.