تمام انسان‌ها بدون توجه به نکات مثبت و منفی‌شان مخلوقات آفریدگار خود هستند، در نزد خداوند هیچ انسانی نسبت به انسان دیگر برتری ندارد. چون خداوند هرکسی را بهرکاری خلق کرده است. امروز آشنایی من با اصول خودیاری باعث شده است، که به دنبال من حقیقی و شخصیت و هویت کمشده‌ی خودم باشم، این را هم می‌دانم هرچه هستم و هرچه بشوم، خداوند مهربان مرا عاشقانه دوست‌دارد و همان‌طور که هستم قبولم دارد. من در اوج بیماری و نواقص خودم جایگاهی یافتم که مرا با اصولی آشنا ‌کرد که خودم را با تواضع و فروتنی بپذیرم و بیماریم را به عنوان هدیه‌ای از طرف خداوند بپذیرم. اکنون می‌پذیرم که وابستگی و مشکلات و آشفتگی‌های زندگیم که باآن مواجه هستم، زیر بنای زندگیم در آینده می‌شود. امروز می‌فهمم که پس از تسلیم شدن و اقرار به عجز و ناتوانی، قدرت عجیبی پیدا کرده‌ام که می‌توانم در مقابل عادت‌های ناسالم و وابستگی و هم‌وابستگی استقامت کرده و در حین تقویت خصوصیات و فضیلت‌های انسانی و قدرت تصمیم‌گیری و حق انتخاب داشتن، قدرت اراده و حمایت لایزال خداوندی را در زندگی و بیماری عادات و وابستگی‌هایم را درک کنم.
عشق زیر بنای خلقت انسان است!