ذهن بسته22…………..       فروردین

« عقیده جدید را نمیتوان به ذهن بسته پیوند زد... روشنبینی، ما را به سوی همان بینشی رهنمون میسازد که در طول زندگی از آن گریزان بودهایم.»  

کتاب پایه

v

در پستترین برهه زندگی خود به NA آمدیم. تقریباً هیچ عقیدهای نداشتیم. وقتی به اینجا آمدیم، آنچه بیش از همه بدان نیاز داشتیم، عقاید و شیوههای جدید زندگی بود که افرادی که این عقاید را در تجربه خود مؤثر یافته بودند، با ما در میان میگذاشتند. با این وجود، اذهان بسته، ما را از پذیرفتن همان عقایدی که برای زندگی بدانها نیاز داشتیم باز میداشت.

انکار، ما را از بیان نیاز واقعاً شدید خود به عقاید و راههای جدید باز میدارد. با اقرار به عجز خود و پذیرفتن اینکه زندگی ما واقعاً چقدر غیر قابل اداره شده است، به خود امکان درک نیاز بسیار زیاد خود را به آنچه NA به ما ارائه می‌کند، میدهیم.

وابستگی به خود و اراده شخصی حتی میتواند ما را از پذیرفتن امکان وجود نیرویی برتر از خود باز دارد. اما وقتی وضعیت تأسفباری را که اراده شخصی برای ما به همراه داشته است میپذیریم، چشم و ذهن خود را نسبت به امکانات جدید باز میکنیم. وقتی دیگران درباره نیرویی که سلامت عقل را در زندگی ما به وجود آورده، صحبت میکنند، رفته رفته باور میکنیم این نیرو ممکن است همین کار را نیز برای ما انجام دهد.    

درختی که شاخههایش را از دست داده، خشک خواهد شد، مگر اینکه شاخههای جدیدی به تنه آن پیوند زده شود. به همین ترتیب، اعتیاد، ما را از داشتن جهت در زندگی محروم کرد. برای رشد یا حتی زنده ماندن باید روشنبین باشیم و اجازه دهیم عقاید جدید به زندگی ما پیوند زده شود.

v

فقط برای امروز:  از نیروی برتر خود میخواهم ذهن مرا نسبت به عقاید جدید بهبودی روشن کند.