امروز تصمیم‌گرفته‌ام که فقط برای امروز دست از عادت و وابستگی‌هایم بردارم. پس هیچ عذر و بهانه‌ای نباید مرا از به اجرا گذاشتن این حرکت باز دارد. بهانه‌هایی از قبیل، بدون این عادت و وابستگی‌ها چگونه زندگی کنم؟ وقت اضافه را چگونه پُرکنم؟ قضاوت دیگران را چگونه جواب دهم؟ اگر با هم‌وابسته‌هایم ارتباط نداشته باشم می‌گویند ترسیده است! اگر نروم نی‌گویند بی‌جنبه و بی‌عرضه است! اجبار و بی‌اختیاری در تصمیم‌گیری و وسواس فکری در بین وابسته‌ها یک امر طبیعی است. برای رها شدن از این وسواس فکری، اجرای اصول برنامه و مطالعه‌ی نشریات و خدمت‌کردن و پیام دادن به تازه واردان را پیشنهاد می‌کنند. چند راهکار موفق که به من پیشنهاد دادند: دعای آرامش بخوان، با دوستان بهبودی صحبت کن، احساست را صدقانه عنوان کن، افکارت را مخفی نکن، تقاضای کمک کن، گوش به حرف‌ها بده و با راهنمایت در ارتباط باش. آیا صادقانه می‌خواهم دست از عقاید و نواقص کهنه‌ام دست بردارم؟ حداوندا به من کمک کن تا خانه‌ی افکارم را خانه‌تکانی کنم، تاتا بدانم کدام یکی از آنها سودمند نیستند، به من شهامت تغییر و دست برداشتن از آنها را عطافرما....
وابستگی مجاز، وابستگی به خداوند است!