21 فروردین: هیچ چیز بر تر از حقیقت نیست.

هشدارهای موجود بر روی پاکت سیگار بیشتر از هشدارهای روی یک بسته مرگ موش است. در دوران مصرف هیچ توجهی به این هشدارها نداشتم و آن ها را به تمسخر می گرفتم.
چه چیز مرا سرانجام به خود آورد؟ پاسخ، حقیقت است. می خواستم حال خوبی داشته باشم. اما زندگی در اعتیاد سبب شده بود تا احساسات خوشایند و ناخوشایند را با مصرف نیکوتین سرکوب کنم. با مصرف نیکوتین نه تنها ریه ها بلکه افکارم را نیز بیمار کردم. همیشه از پشت پرده ای از دود به زندگی نگاه می کردم. سر انجام روزی به خود گفتم: خدایا، اکنون آماده رو به رو شدن با حقایق زندگی هستم.
می خواستم به جای قلبی مریض قلبی سالم داشته باشم. نیکوتین نه تنها مرا با خدا بلکه با خودم نیز بیگانه کرده بود.
روزگاری مصرف نیکوتین حقیقت زندگیم بود. با مصرف نیکوتین ترس و شرم و گناه را به روح خود تزریق می کردم، در حالی که روح من با این سم در تضاد بود. امروز حقیقت زندگی ام، زندگی بدون مصرف نیکوتین است. برای زندگی بدون مصرف نیکوتین لازم بود این حقیقت را بپذیرم. زندگی بدون مصرف نیکوتین یک رؤیا بود.
طی شانزده سال گذشته تا کنون با شرکت مرتب در جلسات و خدمتگزاری، در عمل قدرشناس انجمن و نیروی برتر بوده و این حقیقت امروز من است.

برای امروز، تصمیم گرفته ام خود را بشناسم، احساساتم را بپذیرم و به ندای درونم اعتماد کنم.