من هرروز به خاطر می‌سپارم که چه کسی هستم، هدفم چیست، چرا باید در کنار دوستان برنامه‌ای باشم. زیرا مشکل اصلی من عادت و وابستگی و هم‌وابستگی‌های متقابل است. امروز سعی می‌کنم از زاویه‌ی مناسب و بهتری به زندگی نگاه کنم. من نباید گذشته‌ی خود را فراموش کنم و یا از کجا و با چه وضعی به برنامه‌ آمدم، باید همیشه بدانم که قبل از آمدن به برنامه در کجا قرار داشتم. اصول برنامه‌ی خودیاری به من تأکید دارد که چگونه با یادآوری خاطرات گذشته از آن‌ها ناراحت نباشم. من امروز اجازه می‌دهم دیگران دوستم داشته باشند و یا به راحتی از من انتقاد کنند، از این حالت هم ترسی نداشته باشم و بگذارم دیگران همانی باشند که خواست خداوند است، من هرگز گذشته‌ام را هر قدر هم تلخ و دردناک بوده است فراموش نخواهم کرد و با مشارکت و صحبت در گروه و نزد راهنمایم، این سرمایه‌های گران و با ارزش را حفظ خواهم کرد. با اتکال به خداوند و اصول خودیاری و کمک دوستان راه خودم را ادامه خواهم داد. می‌دانم که مسیر همه‌ی ما به سوی مقصدی است که خداوند برای‌مان تعیین کرده است و ماهم دست در دست هم به آنجا می‌رویم.
عجزما، سرمایه‌ی جاودانی بهبودی ماست!