فرآیندی که تمام عمر طول می کشد

ما در رابطـه بـا دیگـران مـشکل داشـتیم، نمـیتوانـستیم ذات احساساتیمان را کنتـرل کنـیم، قربـانی بـدبختی و ناامیـدی بـودیم، نمیتوانستیم زندگی مان را اداره کنیم، احساس بیهودگی میکـردیم، سراســر وجودمــان را تــرس گرفتــه بــود، غمگــین بــودیم، ظــاهرا نمیتوانستیم به دیگران کمک کنیم. ... (الکلی های گمنام)

این کلمات به من یادآوری میکنند که من مشکلاتی بیشتر از الکل دارم، اینکه الکل تنها نشانه ای از بیماریی وخیم است. وقتـی الکـل را کنار گذاشتم فرآیند بهبودی را شروع کردم که تمام عمـر طـول مـی کشد، فرآیندی که کمک میکند تا از پسِ احساسات لجـام گـسیخته، روابط رنج آور و شرایط کنترل نشدنی برآیم. این فرآیند بدون کمک از قدرتی برتر و دوستانمان در انجمن خیلی دشوار است . وقتی گامهـای برنامه انجمن را شروع کردم، بسیاری از این رشته های درهم پیچیـده باز شد، اما کم کم عمیق ترین زخم هایم التیام یافت. و روزی رسید که شفا یافتم. درست مثل عقربه حرارت سنج که پایین میآید، ترسهایم از بین رفتند. و کم کم طعم خشنودی را چـشیدم . احـساساتم دیگـر آتشین نبودند. حالا من یک بار دیگر بخشی از جامعه انسانی هستم.