هفدهم فروردین
اگر کسی نحوه رفتار من با الکلی زندگیم را مشاهده میکرد ،احتمالا مرا شخصی دیوانه می پنداشت این من بودم که از جایی به جایی به دنبال او میرفتم . در اماکن عمومی بازی در می آوردم و در مورد مسائل جزئی هیستریکال (دیوانه) میشدم . همینطور من بودم که از رفتار الکلیم رنج می بردم . دروغ میگفتم ،معذرت خواهی و بهانه تراشی میکردم و از همه کارهایی هم که میکردم بیزار بودم . الانان اولین جایی بود که در آن سلامت عقل خود را مورد سوال قرار دادم . دریافتم که نمیتوانم با زور اراده یا منطق بر تاثیرات این مرض فائق شوم . آنطور که میگویند ،بهترین تفکراتم مرا به اینجا رساند . ولی دومین قدم الانان به من می گفت که یک نیروی برتر میتواند سلامت عقل مرا باز گرداند . میدانستم که در این جلسات بیشتر از هر وقت دیگر احساس منطقی بودن میکنم . و در نتیجه برای کمک ،به نیرویی که به نظر می آمد از طریق این جلسات جاری میشود ،روی آوردم هنوز هم گاهی لحظه هایی غیر منطقی بودنم را دارم ولی اکنون درگیری را بخاطر رفتار غیر معقول خود مقصر نمیدانم . حالا دقیقا میدانم برای یافتن سلامت عقل خود به چه کسی روی بیاورم .

یاد آوری امروز

امروز فقط بر رفتار خودم متمرکز میشوم . اگر جایی برای بهتر شدن باشد از نیروی برتر از خودم کمک خواهم خواست . "اگر جهت مسیر خود را عوض نکنیم به احتمال زیاد به جای اول خود باز می گردیم