قدم چهارم....
3  آوریل     14فروردین
در ابتدای حضورم در نارانان خیلی عصبانی بودم.و از عزیز معتادم رنجش زیادی داشتم.برای اتفاقی که می افتاد او را سر زنش می کردم.احساس می کردم من تنها کسی هستم که از اعتیاد در رنج است .من قربانی بودم و اوباعث درد و رنج من بود و حق داشتم از او عصبانی باشم.از او متنفر بودم ولی هنوز دوستش داشتم.به خاطر بچه هایی که داشتیم با او ماندم  مقصر دانستن معتاد به من کمک می کرد که همه کار های خوب یا بدم را توجیه کنم.
هرگز فکر نمی کردم لازم باشد نگاهی به خودم بیاندازم.تمرین نکردن روی خودم خیلی آسانتر بود.هرگز فکر نمی کردم نواقص و کمبود هایی دارم.شاید گاهی انتخاب های بدی داشتم اما من که معتاد نبودم.در نارانان یاد می گیرم در مقابل خودم عاجز نیستم،قربانی نیستم و باید مسوول انتخاب هایم باشم.این را با کار کرد قدم ها بدست می آورم .به خصوص قدم چهارم در بهبودی من خیلی موثر بود.چون از من می خواهد نگاه بی با کانه ای به خودم بیاندازم.از من خواسته می شود نواقص شخصیتی ام را بشناسم .پس می توانم نقشی که من در بیماری خانوادگی اعتیاد بازی می کنم را ببینم و بهتر بفهمم.
حالا می فهمم سر زنش کردن دیگران مدت ها قبل از ورود معتاد به زندگی ام شروع شده بود.همیشه مقصر دانستن دیگران آسانتر از این بوده است که اقرار کنم سهمی در مشکلات داشته ام و دیگر اینکه چطور نگرشم ،احساسات و رفتار هایم را تحت تاثیر قرار داده بود.امروز یاد می گیرم لازم است با خشم و رنجش هایم کنار بیایم.این کار را برای خودم می کنم چون خواهان صلح و آرامش هستم.

تفکری برای امروز:
قدم چهارم یکی از ابزار های بهبودی من است .به من کمک می کند نقاط ضعف و قوتم را پیدا کنم تا بتوانم نقش فعالی در بهبودیم داشته باشم.