قضاوت کردن...
2  آوریل   13فروردی
شنیدم یکی می گفت "انسان ها اشتباه می کنند اما خود آنها اشتباه نیستند".این باعث شد که در مورد مواقعی فکر کنم که معتاد زندگی ام را قضاوت می کردم آیا به معتاد اجازه فکر کردن می دادم یا فکر می کردم معتاد نمی فهمد؟
نمی توانستم این فکر را از سرم بیرون کنم.اشتباه کردن لازمه انسان بودن است.من اشتباه می کنم و به این ترتیب می فهمم که انسانم.
این به من یاد آوری می کند که چقدر زود قضاوت می کنم .
از برنامه نارانان یاد گرفته ام تراز خود رابگیرم و از گرفتن تراز دیگران خود داری کنم.یاد گرفته ام برای حد و مرز هایی بگذارم.از خودم سوال می کنم آیا این مساله من است یا معتاد؟؟
اگر مربوط به معتاد است آن را کنار می گذارم .زندگی کردن در لحظه را یاد می گیرم زندگی یک سفر است نه یک مقصد.
هم چنین یاد می گیرم وقتی اشتباهی می کنم بلا فاصله جبران خسارت کنم.می دانم که جز خودم نمی توانم رفتار فرد دیگری را کنترل کنم.هر روز از نیروی برترم می خواهم کمک کند و با من باشد.یاد می گیرم اولویت هایم اول نیروی برتر،دوم خودم سپس دیگران هستند.با مراقبت کردن از خودم در این راه می توانم به دیگران کمک کنم البته اگر آنها بخواهند.
من رهایی را زمانی حس می کنم که یاد بگیرم مسوول رفتار معتاد نیستم.

تفکری.برای امروز:
من معتاد و دیگران را قضاوت نخواهم کرد.تراز خودم را خواهم گرفت .جبرا ن خسارت های خودم را انجام خواهم دادو فروتنانه از نیروی برترم کمک خواهم خواست .با انجام این کارها تغییر برای بهتر شدن را تجربه خواهم کرد.