20 اسفند
وقتی به در و دیوار و کمد خانه‌ام نگاه می‌کنم، آثار مشت و لگد و ضربات اجسامی را که بسویشان پرت کردم و صدمات وارده را در آنها می‌بینم. به یاد می‌آورم که هر موقع ناراحت می‌شدم با مشت به دیوار و کمد می‌کوبیدم. هنوز آثار مشت و لگدم هنوز روی آنها باقی است. امروز سعی می‌کنم که با کمک خداوند و همسر مهربانم و دوستان خانه‌ام را مرتب کنم و با بتونه و رنگ زدن به دیوارها از آنها جبران خسارت می‌کنم. امروز آماده هستم تا در خانه‌تکانی به اعضای خانواده‌ام کمک کنم تا در مسیر بهبودی باشم. امروز با آراستن خانه‌ام به استقبال بهار خواهم رفت. سعی می‌کنم به گلدان‌های خانه رسیدگی کنم به آنها آب می‌دهم و از طراوت و شادابی آنها لذت می‌برم. امسال سال خوبی را تجربه خواهم کرد. پانزده سال بهبودی و پانزده سال کمک به خود و همدردان، پانزده سال رُشد و تغییر پیدا کردن و پانزده سال رها شدن از بعضی از نواقص و عادتها و وابستگی‌ها و هم‌وابستگی‌های دیوانه کنند. خداوندا: به من کمک کن، من نیاز به یاری تو دارم. خداوندا از تو متشکرم که مرا از تار خودخواهیم رها کردی.
به دیگران کمک کن و از شادی آنها شاد باش!