14 اسفند

گاهی از اوقات از قدم سوم طفره می رفتم. چطور می توانستم اراده و زندگیم را به نیروی برتر بسپارم ؟ جدا خسته شدم اما همیشه هر چیزی را مستقیما به دستان خودم بر می گردانم .این بسیار ناراحت کننده بود که فکر کنم در کنترل نبودم برایم سخت بود که اعتماد کنم که نیروی برترم برای من انجا خواهد بود اگر من کاملا رها کنم بار ها و بارها تعجب میکردم که خالصانه تسلیم شدن چطور احساس میشود و اگر انرا انجام میدادم چطور انرا می شناختم ؟ اخیرا یک سخنران در جلسات الانان این مطلب را طی عباراتی که میتوانستم درک کنم بیان کرد او گفت واگذار کردن خواست خود همانند رقصیدن با یکنفر (همراه) میباشد . اگر هر دو سعی در رهبری کردن داشته باشند .بی نظمی بیشتری وجود دارد وکمتر حرکتی به جلو صورت می گیرد همانند فردی که یاد گرفته چطور با بسیاری از زوج ها برقصد .من از اگاهی وحرکاتی که نتیجه رقابت دو نفر برای کنترل حرکات می باشد .مطلعم اما اما وقتی فردی که پیروی میکند می تواند ریلکس باشد و به طرف مقابل اجازه راندن (هدایت کردن) می دهد .این زوج به اسانی هنگام رقصیدن در سن حرکت می کنند

یادآوری امروز

اگر من احساس بطالت . نا امیدی یا ترس میکنم .می توانم انرا به عنوان نشانه ای مبنی بر دور شدن از قدمها تلقی کنم پس می توانم از خدایی که خود درک میکنم بخواهم به من کمک کند شریک و همراه من باشد ........."هیچ ضمانتی وجود ندارد که زندگی طبق خواست ما در جریان باشد اما برنامه به من نشان داده است که خواست خداوند تنها راه است این برای من روشن است که با او کار کنم و زندگی و خواست خودرا تحت مراقبت و راهنمایی او قرار دهم"