12 اسفند
انکار و غرور کاذب همان ابزارهایی است، که می‌تواند مثل گذشته مرا از حل مسائل و رفع مشکلات بازدارد و حتی می‌تواند خود مرا هم در مسیر اشتباه نگه دارد و تا وقتی که قدرت تشخیص پیدا نکرده‌ام من را در بیچارگی و بلاتکلیفی بگذارد. امروز با آگاهی از اصول برنامه‌ی خودیاری می‌دانم که انکار در هر شکل و قالبی به سراغ من می‌آید و می‌تواند مثلاً: مرا به اصول برنامه بی‌اعتقاد کند می‌تواند به من بگوید که نیازی به جلسات نداری و یا بگوید که تو بیمار هستی و می‌توانی خیلی از عملکردهایت را بکنی و به همه بگویی که بیمار هستی و حق داری. آیا من با عواقب انکار واقعیت‌ها آشنا هستم؟ آیا امروز از تجربیات گذشته خودم و دوستان هم‌گروهم سود می‌برم؟ آیا به یاد می‌سپارم که در گذشته هم می‌گفتم من مشکلی ندارم، من اعتیاد ندارم، من به این اعمال معتاد نیستم، من خودم به تنهایی قادر هستم و ...؟ امروز می‌دانم که توانایی خیلی از کارهایی که ادعای انجام آنها را داشته‌ام ندارم و سعی می‌کنم در آن امور مداخله نکنم. من فقط قادرم به یک نفر کمک کنم، آن هم خودم هستم.
انکار خاکستر روی آتش است!