روز به روز....

29فوریه     10اسفند

من شعار هایی را یافتم که کمک بزرگی بود.در روزهای اول بهبودیم در نارانان شعارها به من امید و آسودگی می دادند.به خصوص "روز به روز".تعبیر روز به روز برای من مفهوم تازه ای بود چون در زندگیم مدام نگران بودم.حتی فکر می کردم که اگر نگرانی نداشته باشم اتفاقات بد خواهد افتاد.آن قدر احساس ترس و نا امیدی داشتم که نمی توانستم در زمان حال زندگی کنم.عادت های من در مورد چسبیدن به گذشته و نگرانی در باره آینده زندگیم را غیر قابل اداره می کرد.
یک روز در حیاط خلوت تصمیم گرفتم برای این مفهوم جدید"روز به روز"تلاش کنم.شروع به راه رفتن  کرده و با هر قدم روی "روز به روز"مراقبه کردم.روی پاهایم و سپس روی اطرافم متمرکز شدم.قادر بودم از لحظات لذت ببرم.گذشته رفته بود و آینده اهمیتی نداشت .تنها این لحظه بود که وجود داشت و آرامش با آن آمد.


تفکری برای امروز:

زمان هایی هست که وقتی به رفتار دلواپسی ام بر می گردم.با تمرکز کردن روی روز به روز و در لحظه به خودم می آیم و به زمان حال باز می گردم .می توانم انتخاب کنم نگران نباشم .دانستن این که می توانم در لحظه زندگی کنم به من احساس آرامش و آسودگی می دهد.