دیگرتنها نیستم....
28 فوریه       9بهمن
به نظر نمی رسید قادر باشم راجع به هیچ چیزی غیر از عزیزم  فکرکنم .همه تصورم این بود"چه می شد اگر....."یا"زندگیم چطور خواهد بود".تمام خشم ورنجش های قدیمی در این بود.حفظ افکاری مانند:چقدر احمق بودم.چرا این کار یا آن کار را نکردم؟روزهایی هست که گاهی به دلیل نا معلوم ،دشمن قدیمی ام ترس مرا از پای در می آورد.چیزی خاطرات گذشته را بر می گرداند و ترس غلبه می کند  من برای یک تغییر آماده ام.

غلبه کردن به انزوایی که بر اساس ترس به وجود آورده ام شهامت می خواهد.برای زمانی طولانی از دوستانم ودیگران دوری می کردم .این برنامه به من شهامتی داد که به یک دوست نارانانی زنگ بزنم.می توانم دو باره روابط قدیمی را بر قرار کرده و ارتباط دوستانه جدیدی ایجاد کنم.آنقدر مدت زیادی تنها بودم که تغییر برایم سخت بود.حالا برای شهامت اینکه اولین شماره را بگیرم می توانم به بر نامه نارانان وصل شوم.
نیازی نیست بترسم ولی می توانم تاسپری شدن این دوره از ابزارهای برنامه نارانان با رفتن به جلسات بیشتر_تلفن زدن به اعضای برنامه_نوشتن و مراقبه کردن استفاده کنم.بعد از آن.دیگر با ترس تنها نیستم .امید وجود دارد.نیرویی وجود دارد که می تواند به من کمک کند تا روی واقعیت های امروزم تمرکز کنم.برنامه نارانان به من یاد می دهد که چگونه مانع تحقیر خودم بشوم.مرا راهنمایی می کند خودم را دوست بدارم و زخم های کهنه را التیام دهم.من رهایی از احساسات ،افکار وترس های گذشته ام را تجربه میکنم.


تفکری برای امروز:
در مواقع ترس امید مرا حفظ می کند.

شما دیگر تنها نیستید.
شعار قدم دوازدهم نارانان